سخنرانی حاج بهروز همتی در نشست هفتگی تبیین مبانی ظهور

به گزارش سامانه مقاومت سایبری مبشرون حاج بهروز همتی ، مدیر بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) کرمانشاه در جمع دهها تن از عاشقان مکتب امامت و ولایت به ایراد سخنرانی و ذکر حدیث از کتاب اصول کافی پرداخت.

 

 

کتاب عقل و جهل-اصول کافی

در حدیثی امام باقر (ع) می فرماید : چون خدا عقل را آفرید از او بازپرسی کرد ، به او گفت : پیش آی ، پیش آمد. گفت : بازگرد ، بازگشت.   فرمود : به عزت و جلالم سوگند ، مخلوقی که از تو بپیشم محبوبتر باشد نیافریدم  و ترا تنها به کسانی که دوستشان دارم بطور کامل دادم . همانا امر و نهی کیفر و پاداشم متوجه تو است.

شرح حدیث : مراد به عقل چنانچه از جمیع روایات استفاده می شود ، همان قوه تشخیص و ادراک  و وادار کننده انسان به نیکی و صلاح و بازدارنده او از شر و فساد می باشد. چنانچه در روایات ، عقل وسیله پرستش خدا و بدست آورنده بهشت معرفی شده و در احادیثی  75 خاصیت و اثر آن به نام لشکر عقل توضیح داده شده است ، پس عاقل کامل کسی است که اثر در او باشد و مراد به پیش آمدن و بازگشتن عقل اینست که این موجود در برابر اوامر و نواهی خالقش کاملا منقاد و مطیع باشد و کیفر و پاداش مردم در روز جزا ، به مقدار عقل ایشان است.

در حدیثی دیگر اصبق ابن نباته از علی (ع) روایت می کند : که جبرائیل بر آدم نازل شد و گفت : ای ادم من بر تو مامور شده ام که تو را در انتخاب یکی از سه چیز مخیر سازم ، پس یکی را برگزین و دوتا را واگزار.  آدم گفت : چیست آن سه چیز ؟ گفت : عقل و حیا و دین .آدم  گفت : عقل را برمیگزینم. جبرائیل به حیا و دین گفت : شما بازگردید و او را واگذارید . اندو گفتند: ای جبرائیل ما ماموریم هر جا که عقل باشد با او باشیم . گفت خود دانید و بالا رفت.

شرح : از مجموع این روایات چنین استفاده می شود : که عقل  با حیا و دین ، لازم و ملزومند و از یکدیگر جدا نشوند . پس خداوند به هرکس عقل عنایت کند  ، حیا و دین هم عنایت کرده است و کسی را که متدین و با حیا یافتیم باید او را عاقل بدانیم.

در حدیثی شخصی از امام ششم (ع) پرسید : عقل چیست ؟فرمود : چیزیست که به وصیله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آید . آن شخص گوید : گفتم : پس آنچه معاویه داشت چه بود ؟ فرمود : آن نیرنگ است. آن شیطنت است . آن نمایش عقل را دارد ولی عقل نیست.

در حدیث دیگر اسحاق بن عمار گوید :امام صادق (ع) فرمود : هرکه عاقل است دین دارد و کسیکه  دین دارد بهشت می نویسد (پس هرکه عاقل است بهشت دارد )

در حدیثی دیگر ابوجارود از امام پنجم (ع) نقل می کند : خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند.

در حدیثی دیگر سلیمان دیلمی گوید : به امام صادق عرض کردم : فلانی در عبادت و دیانت و فضیلت چنین و چنانست . فرمود : عقلش چگونه است ؟ گفتم نمی دانم. فرمود : پاداش به اندازه عقل است . همانا مردی از بنی اسرائیل در یکی از جزایر دریا که سبز و خرم و پر آب و درخت بود ، عبادت خدا میکرد . یکی از فرشتگان از آنجا گذشت و عرض کرد خدایا  مقدار پاداش این بنده ات را به من بنما . خداوند به او نشان داد و او انمقدار را کوچک شمرد. خدا به او وحی کرد همراه او باش ، پس آن فرشته به شکل انسانی نزد او آمد. عابد گفت تو کیستی ؟گفت : مردی عابدم چون از مقام و عبادت تو در این مکان آگاه شدم نزد تو آمدم تا با تو عبادت خدا کنم . پس آن روز را با او بود. چون صبح شد فرشته به او گفت :  جای پاکیزه ای داری و فقط برای عبادت خوب است . عابد گفت اینجا یک عیب دارد . فرشته گفت : چه عیبی ؟ عابد گفت : خدای ما چهارپایی ندارد . اگر او خری میداشت که در اینجا می چرید براستی این علف از بین نمیرفت. فرشته گفت : پروردگار که خر ندارد . عابد گفت : اگر خری میداشت چنین علفی تباه نمیشد. پس خدا به فرشته وحی کرد همانا او را به اندازه عقلش پاداش می دهم.

در حدیثی دیگر آمده امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل میکند که : چون خوبی حال مردی (مانند نماز و روزه بسیارش ) بشما رسید، در خوبی عقلش بنگرید زیرا به میزان عقلش پاداش میابد .

در حدیثی پیغمبر فرمود : خدا به بندگانش چیزی بهتر از عقل نبخشیده است،زیرا خابیدن عاقل از بیداری شب جاهل بهتر است. و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل  بسوی حج و جهاد بهتر است. و خدا پیغمبر و رسول را جز برای تکمیل عقل مبعوث نساخته است. و عقل پیامبر برتر از عقول تمام امتش باشد  و آنچه پیامبر در خاطرش دارد  از اجتهاد مجتهدین بالاتر است. عقلا همان صاحبان خردند  که درباره ایشان فرموده : تنها صاحبان خرد اندرز می گیرند.

هشام بن حکم می گوید : موسی بن جعفر به من فرمود : ای هشام پس خداوند صاحبان عقل را اندرز داده و به آخرت تشویقشان نموده و فرموده است : زندگی دنیا جز بازیچه سرگرمی نیست و سرای آخرت برای پرهیزکاران بهتر است . چرا تعقل نمیکنید؟

ای هشام عقل همراه علم است و خدا فرموده : این مثالها را برای مردم میزنم و جز دانشمندان تعقل نمیکنند. ای هشام پس کسانی را که تعقل نمیکنند نکوهش نموده.

ای هشام ! لقمان به پسرش گفت : حق را گردن نه تا عاقلترین مردم باشی . همانا زیرکی در مقابل حق ناچیز است . پس عزیزم دنیا دریای ژرفی است که خلقی بسیار در آن غرغه شده اند.اگر از این دریا نجات می خواهی  باید کشتیت در این دریا تقوای الهی ، و آکنده از ایمان  و بادبانش توکل و ناخدایش عقل و رهبرش دانش و لنگرش شکیبایی باشد.

ای هشام خدا از مردمی شایسته حکایت کند که آنها گفتند : پروردگارا بعد از آنکه مارا هدایت فرمودی ، دلهایمان را منحرف نساز  و ما را از نزد خویش رحمتی بخشای  که تو بخشاینده ای .چون دانستند که دلها منحرف شوند و بکوری و سرنگونی گرایند. همانا از خدا نترسد کسی که کسی که از جانب خدا خردمند نگردد و کسیکه از جانب خدا خرد نیابد دلش برر معرفت ثابتی که بدان بینا باشدو حقیقتش را دریابد بسته نگردد و کسی به این سعادت رسد که گفتار و کردارش  یکی شود و درونش  با برونش موافق باشد زیرا خدایی که اسمش مبارک است بر عقل درونی پنهان جز به ظاهریکه از باطن حکایت کند دلیلی نگماشته است.

حسن بن علی (ع) فرمود : حاجات خود را از اهلش بخواهید. عرض شد اهلش چه کسانی هستند ؟ پس پیامبر (ص) فرمود :  آنکه خدا در کتابش بیان نموده و گفته : تنها صاحبدلان پندگیران . و آنها خردمندانند و علی بن حسین (ع) فرمود : همنشینی با خوبان صالح انگیز و حسن اخلاق دانشمندان

مثل خیز و فرمانبرداری از حاکمان عادل  ، کمال عزت است و بهربرداری از مال کمال مردانگی و  رهنمایی مشورت خواه  ادای حق نعمت است و خودداری از آزار نشانه کمال عقل است و اسایش تن در دنیا و اخرت.

امیر المومنین (ع) فرمود : عقل پرده ایست ، پوشاننده محبت. و فضل جمالیست هویدا . پس نادرستی های اخلاقت را بفضلت بپوشان و با عقلت هوست را بکش  تا دوستی مردم برایت سالم ماند و محبت تو بر آنها اشکار گردد.

سماعه گوید خدمت حضرت صادق (ع) بودم و جمعی از دوستانش هم حضور داشتند که ذکر عقل و جهل به میان آمد . حضرت فرمود :  عقل و لشکرش و جهل و لشکرش را بشناسید. سماعه  گوید : عرض کردم : قربانت گردم جز چیزهایی که شما به ما آموخته اید چیزی نمیدانیم. حضرت فرمود : خدای عزوجل عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید و آن مخلوق اول از روحانیون است. خداوند تبارک و تعالی خطاب به عقل میفرماید : تو را با عظمت آفریده ام و برتمام آفریدگان شرافت بخشیدم سپس جهل را تاریک و از دریای شور و تلخ آفرید .

منظور از جهل همان شیطان و یا همان قوه ای که انسان را به کار زشت و گناه دعوت میکند و وسوسه مینماید و این در فرشتگان نیست از این جهت  هیچ یک از 75 لشکر جهل  که در این حدیث شرح نام برده شد در ایشان نیست  و انسان آنگاه از فرشته برتر شود که با وجود آنکه استعداد پزیرش  این صفات زشت را دارد  به آنها متصف  نگردد و آنها را در خود راه ندهد و مراد به عقل هم چنانچه در حدیث اول گفتیم قوه ایست که انسان را به فضائل و کارهای نیک  و امیدوار و لشکریان او هم در برابر لشکریان جهل  صف کشیده و همیشه نفس انسان میدان معرکه و محل زدو خورد و کارزار این دو صف می باشد.

خدایا همه سربازان مطیع ولایت همچون این عزیز را نگهدارباش...