استقامت در دین خدا

 

سلام ودرود بیکران خداوند

بر آنان که در راه دین خدا

استقامت می ورزند

 

 

ختم ۳۱۳ هزارصلوات

جهت تعجیل در امر فرج آقا ومولا وصاحب مان

حضرت مهدی (عج)

همه باهم در طرح ختم ۳۱۳ هزارصلوات 

 شرکت کنیم .

لطفا تا نیمه شعبان به دیگران هم اطلاع رسانی کنید.

یا مهدی ادرکنی

عید مبعث پیامبررحمت (ص)

 

عید مبعث پیامبر رحمت حضرت محمد(ص) مبارک باد

 

 

سلامی به سید خوب وعزیزم (یحیی)

سلام سید خوب وعزیزم

همه مطالب پرمحتوایت را مطالعه دارم

ولی متاسفانه نمی تونم "یعنی وارد نیستم"نظری ارسال نمایم.

 

               جات خالیه                                                             

         به امید دیداری دوباره

"ريا" در قرآن

"ريا"

از مادّۀ "رأي" به معني اين است كه شخص كاري را به انگيزۀ جلب توجه مردم انجام دهد.[1] و نیز به معناي تظاهر و نشان دادن به غير است.[2]

و در اصطلاح به معني اين است كه انسان كار خوبي انجام دهد و قصدش تظاهر و نشان دادن به مردم باشد نه براي خدا، خواه اين كار عبادي باشد مانند نماز و خواه غير عبادي باشد مانند انفاق.
 
ريا در قرآن:
  واژۀ "ريا" در قرآن پنج مرتبه تكرار شده است كه سه مرتبه بصورت مصدر و دو بار بصورت فعلي و معناي آن به همان معناي اصطلاحي مي‌باشد. 
1-    ريا در انفاق:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَ الأذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَ لاَ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ »(بقره/264)
«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! بخشش‌هاي خود را با منّت و آزار باطل نسازيد همانند كسي كه مال خود را براي نشان دادن به مردم، انفاق مي‌كند و به خدا و روز رستاخيز ايمان نمي‌آورد.»
 
2-    ريا در رفتن به جنگ با دشمنان:
«وَ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَ رِئَاء النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ »(انفال/47)
«و مانند كساني نباشيد كه از روي هوي پرستي و غرور و خود نمايي در برابر مردم، از سرزمين خود را به سوي ميدان بدر بيرون آمدند و (مردم را) از راه خدا باز مي‌داشتند.»
 
خداوند در اين آيه، غرور و ريا را از آفات قدرت در جبهه‌هاي جنگ به شمار مي‌آورد.
3-    ريا بطور مطلق:
«الذينَ هُم يَرَاءُون »(مائون/6)
«همان كساني كه ريا مي‌كنند.»
 
 
ادامه نوشته

تواضع و فروتنى

 
بسم الله الرحمن الرحیم

ارزشها

تواضع و فروتنى




اشاره

ناگفته پيداست كه تواضع و فروتنى نقطه مقابل تكبر و فخرفروشى است و جدا سازى بحثهاى كامل اين دو از يكديگر مشكل يا غير ممكن

است و لذا هم در آيات و روايات اسلامى و هم در كلمات بزرگان اخلاق اين دو به يكديگر آميخته شده است، نكوهش از يكى ملازم

تمجيد و ستايش از ديگرى است و ستايش از يكى همراه با نكوهش از ديگرى مى‏باشد، درست مثل اينكه بحثهاى مربوط به ستايش

و تمجيد از علم جداى از نكوهش از جهل نيست و نكوهش از جهل همراه ستايش علم است.

با اين حال مفهوم اين سخن آن نيست كه ما بحثهاى مربوط به تواضع را ناديده گرفته و به آنچه در بحث زشتى تكبر و استكبار گفتيم


بسنده كنيم. بخصوص اينكه نسبت‏بين تكبر و تواضع به اصطلاح نسبت ميان ضدين است نه وجود و عدم. هم تكبر يك صفت وجودى است

و هم تواضع و هر دو در مقابل يكديگر قرار دارند، نه از قبيل وجود و عدم كه سخن از يكى الزاما همراه با نفى ديگرى باشد.

در روايات اسلامى نيز به اين معنى اشاره شده است از جمله از على(ع) مى‏خوانيم:


(ضادوا الكبر بالتواضع; به وسيله تواضع با تكبر كه ضد آن است مقابله كنيد). (1)

ادامه نوشته

«در روى زمين از روى كبر و غرور، گام برمدار»

 


خداى متعال در اين آيه به مبارزه با كبر و غرور برخاسته و با تعبير زنده و روشنى، مؤمنان را از آن نهى مى كند، روى سخن را به پيامبر (صلى الله عليه وآله) كرده، مى گويد:


«در روى زمين از روى كبر و غرور، گام برمدار»
(وَ لاتَمْشِ فِي الاْ َرْضِ مَرَحاً).

«چرا كه تو نمى توانى زمين را بشكافى! و طول قامتت به كوه ها نمى رسد»!
(إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الاْ َرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولاً).

اشاره به اين كه: افراد متكبر و مغرور غالباً به هنگام راه رفتن پاهاى خود را محكم به زمين مى كوبند، تا مردم را از آمد و رفت خويش آگاه سازند، گردن به آسمان مى كشند، تا برترى خود را به پندار خويش بر زمينيان مشخص سازند! ولى، قرآن مى گويد: آيا تو اگر پاى خود را به زمين بكوبى هرگز مى توانى زمين را بشكافى، يا ذره ناچيزى هستى بر روى اين كره عظيم خاكى؟

همانند مورچه اى كه بر صخره بسيار عظيمى حركت مى كند؟ و پاى خود را بر آن صخره مى كوبد، و صخره بر حماقت و كمى ظرفيتش مى خندد.

آيا تو مى توانى ـ هر قدر گردن خود را برفرازى ـ هم طراز كوه ها شوى يا اين كه: حد اكثر مى توانى چند سانتى متر قامت خود را بلندتر نشان دهى؟ در حالى كه حتى عظمت بلندترين قله هاى كوه هاى زمين در برابر اين كره، چيز قابل ذكرى نيست، و خود زمين ذرّه بى مقدارى است، در مجموعه جهان هستى.
ادامه نوشته

تقدیم به همه خوبان عالم...

تقدیم به همه خوبان عالم ...

همراه با زائران کوي دوست

سلام به مدينه و زائرانش، سلام بر شب جمعه و مناجاتيان آن شب.

سلام بر اجتماع شب جمعه کنار قبرستان بقيع،

 سلام بر همه خاطرات دل انگيز مدینه ،

 فکر مي کنم براي زائر مدينه دل انگيزتر از شب جمعه مدينه،

 آن هم سفره دعاي کميل در کنار بقيع است، که نمی شود سراغی غیر از آن  گرفت.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

به طور حتم تمام زائراني که به مدينه مي روند سراغ «دعاي کميل» کنار

 بقيع را مي گيرند چرا که مي گويند بعد از عمري انتظار آمده ايم تا اين جا

دعا کنيم، به مناجات بنشينيم، آمده ايم سر سفره نيايش پيامبر رحمت(ص)

و حضرت زهرا(س) و ائمه بقیع (ع) تا انس الهي و خلوت دل با صاحبدلان پيدا

 کنيم چرا که دعا خودش اکسير است گاهي با يک دعا سرنوشت عالم

 عوض مي شود.

گاهي با يک دل شکسته يک بلا از عموم بشريت دفع مي شود.

 گاهي با يک آه جانسوز، خداوند آفتي را از امتي دور مي کند.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

گاهي با يک قطره اشک، خداوند دريايي از آتش فتنه را خاموش مي کند.

گاهي با يک شکستگي دل و حالت توبه که براي انسان پيش مي آيد،

نه تنها خداوند گناهان گذشته بشر را مي بخشد بلکه آينده اش را هم ايمن مي کند.

از جمله چيزهايي که براي دل ها «حال» مي آورد،

دعاي امامان معصوم(ع) است.

چون آنان دعا کردن را بلد بودند، فقر خودشان و غناي خداوند را هم يافته

بودند بنابراين دعاي آن ها، دعاي حقيقي بود.

زندگي، دريايي از بلاست و موج هاي بلا هر دم بشر را تهديد به نابودي

مي کند و فقط دعاست که مي تواند انسان را از بلاها حفظ کند

آن هم در جايي مثل مدينه، شهر پيامبر(ص) که زائر مدينه بعد از عمري

انتظار به اين مرکز شريف وحي مي رسد.

خيلي از افراد قبل از رفتن به اين سفر به خودشان وعده داده بودند که اگر

بروم مدينه، دردهايم را دوا مي کنم، محل شفا گرفتن است،

فقط  باید دل ها بشکند و...

بايد اشکي بريزد، دلي بسوزد، آهي بالا برود چون کليد درهاي بسته همين

جا، شهر پيغمبر(ص) است.

در مدينه، درهاي رحمت را براي زائر باز مي کنند.

مدينه محل وجود حضور حضرت«رحمة العالمين» و سفره حضرت زهرا(س) وبچه های حضرت زهراست.

مدينه و بقيع و ........دفن 4 امام معصوم و مظلوم و...

، در چنين مکاني و در چنين زماني بايد با دعا و نيايش خداوند را بخوانيم،

از ائمه (ع) شفاعت بجوئيم چرا که اين جا جوشش عطا و کرم الهي است...

خدایا ...یه همتی با خشوعی ودلی آگاه به معرفت اهل بیت (ع)وقطرع اشکی زلال و ... بسه  

نیایشی از شهید چمران

نیایشی از شهید چمران

هر گاه دلم رفت تا محبت کسي را به دل بگيرد،

تو او را خراب کردي،

 خدايا، به هر که و به هرچه دل بستم،

  تو دلم را شکستي،

 عشق هر کسي را که به دل گرفتم،

 تو قرار از من گرفتي،

 هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم،

 در سايه اميدي، و به خاطر آرزويي،

 براي دلم امنيتي به وجود آورم،

 تو يکباره همه را برهم زدي،

 و در طوفان هاي وحشت زاي حوادث رهايم کردي،

 تا هيچ آرزويي در دل نپرورم

 هيچ وقت آرامش و امنيتي در دل خود احساس نکنم...

 تو اين چنين کردي تا به غير از تو محبوبي نگيرم

 و به جز تو آرزويي نداشته باشم،

  و جز تو به چيزي يا به کسي اميد نبندم،

 و جز در سايه توکل به تو، آرامش و امنيت احساس نکنم...

  خدايا ترا بر همه اين نعمتها شکر مي کنم.

شهيد چمران

 

RSS

نامه ای به موعود

نامه ای به موعود

سلام ای مهدی موعود !

می دانی ، میدانی به چه می مانم به کبوتری زخم خورده که درد هجران بی تابش کرده اما آهنگ وصال
نمی کند. پس بگذار از غبار تن بکوچم و خود را در زلال اشک بشویم و از تو بگویم.
مهدی جان ! در این آرزوییم که حضورت را با تمام وجود درک کنیم و از وجودت لبریز شویم. ما به انتظارت
می نشینیم تا از انتهای جاده خلوص بیایی و برایمان هدیه‌ای از گلشن رضوان بیاوری که تنها در تو، یک باغ عاطفه را می توان دید و یک آغوش یاس که ما را به فراخنای آفرینش می برد. بیا ای مولای ما، ای سر فصل دفتر عشق، ای آخرین گل از بوستان محمدی، ای مهدی فاطمه ! بیا، بیا که جهان در انتظار توست و بغض در گلوی عاشقان آماده‌ی شکستن است. انتظار آمدن تو قلب مرده‌ی مرا، به تپش وا می‌دارد و شوق دیدارت چشمانم را بر بی نهایت می دوزد. اگر بیایی چشمانم را سنگ‌فرش راهت خواهم کرد. من می دانم که تو خواهی آمد و در هر قدم شاخه‌ای از عاطفه خواهی کاشت و قاصدکی را آزاد خواهی کرد. صدای تو بغض فضا را می شکافد و تو با دست هایت بر قلب های شقایق ها رنگ سبز امید خواهی زد و با رنگ پر معنای دریا خواهی نوشت، "به نام خدای امید ها . . ."
تو می آیی در حالی که دست هایت پر از گل های نرگس است و دست نوازش بر سر میخک هایی خواهی کشید که باد، کمرشان را خم کرده است. تو می‌آیی و با آمدنت خون طراوت و زندگی در رگ های صبح جریان پیدا خواهد کرد.

به امید آن روز . . .

و تو اي جوانمرد، بگو كه از كدامين قبيله‌اي!

 

                          سرشک خجلت (حضرت حر)

عزيز فاطمه! بر درگه عفوت سر آوردم               گناهي از تمام کوه‌ها سنگین‌تر آوردم‎‎

من آن حُرّم کز اول خويش را سد رهت کردم  تو را در اين زمين بين هزاران لشگر آوردم

به جاي دسته گل با دست خالي آمدم اما         دلي صد پاره‌تر از لاله‌های پرپر آوردم‎‎

نشد تا از فرات آب آورم از بهر اطفالت       ‌ ولي بر حنجر خشکيده‌ات چشم تر آوردم‎

غبارم کن، به بادم ده مرا، دور سرت گردان      فدايم کن که در ميدان ايثارت سر آوردم

گرفته جان به کف در محضرت، فرزند دلبندم     قبولش کن که قرباني براي اصغر آوردم

سرشک خجلت از چشمم چو باران بر زمين ريزد   زبان عذرخواهي بر عليّ اکبر آوردم

همين ساعت که بر من يک نظر از لطف افکندي 

 به خود باليدم و مانند فطرس پر بر آوردم

بده اذنم که خم گردم، ببوسم دست عبّاست      که روي عجز بر آن يادگار حيدر آوردم

چه غم گر جرم من از کوه سنگين تَر بُوَد ميثم         

      که سر بر آستان عترت پيغمبر آوردم

یاد همه شهدا بخیر

تو مدینه نایب الزیاره همه شهدای والا مقام وجانبازان وایثارگران عزیز هستم.

و تو اي جوانمرد، بگو كه از كدامين قبيله‌اي!

نه اين‌چنين است كه كربلا شهري در ميان شهرها باشد،
و عاشورا روزي در ميان روزها؛
زمين سراسر پهن دشت كربلاست و كربلا ما را به خود فرا مي‌خواند.
كربلا ما را به خود فرا مي‌خواند.
آري، پيروزي با ماست، چرا با ماست.
كربلا ما را به خود فرا مي‌خواند و آن‌سوي‌تر، "قدس " است در اسارت "شيطان " ...
و راه از كربلا مي‌گذرد.
اين همه را در متن تاريخ بنگر، مبادا غافل شوي و بيانگاري كه زمان بر تو وفا خواهد كرد و نخواهي مرد؛ نه، زمان بر هيچ كس وفا نمي‌كند، اما با اين همه، زمان بر عاشورا مانده است و تو چه امروز و چه ديروز و چه هزار سال ديگر، يا بايد كه در قبيله شيطان داخل شوي و به لشگر يزيد بپيوندي، و اگر نه، مرد باشي و در خيل اصحاب حسين عليه السلام، پنجه در پنجه ظلم درافكني و تا پاي خون و جان بايستي.
كربلا ما را به خود فرا مي‌خواند و دل‌هاي مشتاق، همچون كبوتران جَلد حرم در هواي كربلا پر مي‌كشند. گوش كن! به نداي دلت گوش كن كه حسين حسين مي‌كند و اگر تو كربلايي هستي و سينه‌ات فراخناي آسمان كربلاست و تنت قفس تنگ نام و ننگ و خور و خواب را نمي‌پذيرد، به قبله‌گاه جبهه رو كن و اگر نه، بمان و ننگ ماندن را بپذير؛ و بدان كه آب مانده را مرداب مي‌خوانند.
اما اينان كبوتران جَلد حرم عشقند و حرم عشق كربلاست. چگونه در بند خاك بماند آن كه پرواز آموخته است و راه كربلا را مي‌شناسد؟ و چگونه از جان نگذرد آن كس كه مي‌داند جان، بهاي ديدار است؟
اي جوانمرد بگو كه از كدامين قبيله‌اي!
اينجا نور راه كربلا مي‌پويد و آن سوي‌تر، دجله و فرات است كه هنوز آبشخور گرگان گرسنه‌اي است كه آب را بر كربلاييان بسته‌اند و در افق دور، قدس است در اسارت شيطان. اي جوانمرد، بگو كه از كدامين قبيله‌اي!
و راستي كه راه قدس از كربلا مي‌گذرد. "راه قدس از كربلا مي‌گذرد " يعني آماده باش تا پاي خون و جان. جمجمه‌ات را به خدا بسپار و دندان صبر بر جگر بگذار و مردانه در صف مردان كربلايي بايست تا گرگان گرسنه يزيدي پيكر حق را مثله نكنند. و يزيد مظهر ظلم و ناجوانمردي و نام و ننگ و خشم و شهوت در تمامي طول تاريخ است، همان‌گونه كه همواره، در تاريخ، صلاي "هل من ناصر " امام عشق از جانب كربلا به گوش مي‌رسد.
و تو اي جوانمرد، بگو كه از كدامين قبيله‌اي!
اين‌جا قافله نور راه كربلا مي‌پويد و آن سوي تر، دجله و فرات است كه هنوز آبشخور گرگان گرسنه‌اي است كه آب را بر كربلاييان بسته‌اند و ... در افق دور، قدس است در اسارت شيطان.
و تو اي جوانمرد، بگو كه از كدامين قبيله‌اي!

یاد سید عزیزم آقاسید یحیی ...تو مدینه بخیر...

هرچه خدا بخواهد همان می شود

هرچه خدا بخواهد همان می شودولاغیر...

راضی ام

به

رضای دوست

khorshidgroup.org - گروه اینترنتی خورشید

یاد گرفته ام که فقط  بگویم:

راضی ام به رضای خدا......همین بس.

 

نکن عادت به کس شاید که روزی رفت از دستت ،

                                                               تو می سوزی ز هجرانش بیا پس ترک عادت کن....

                        ثانیه ثانیه های زندگیتون لبریز از عشق اهل بیت (ع)باشه

                                                      یا علی مدد                              

مدینه شهر پیغمبر

من کجا و مدینه شهر پیغمبر کجا...؟

یا حبیب الله هزاران دل با خود آوردم...

 یا زهرا (س)

 

سلام بر رسول الله

"السلام علیک یا رسول الله"

نایب الزیاره جمع دوستان خوبم در مدینه شهر پیغمبر هستم

 

عجب صفایی داره مدینه

ج

گنبد خضرا ی پیغمبر

یا رحمت للعالمین یا رسول الله

 

سخنان مهم رهبری خطاب به مسئولان :

سخنان مهم رهبری خطاب به مسئولان :

عزيزان من، جوانهاى عزيز، مردم مؤمن!

http://www.leader.ir/media/album/original/27878_747.JPG

بله، ما ركورد زديم، ما پيشرفت كرديم؛

اما اگر دلمان را به آنچه كه تاكنون به دست آورديم،

خوش كنيم، شكست خواهيم خورد؛

اگر توقف كنيم، به عقب پرتاب خواهيم شد؛

اگر دچار غرور شويم،

دچار عُجب و خودشگفتى شويم، به زمين خواهيم خورد؛

اگر ما مسئولان كشور

بخصوص اين ديگر مربوط به

ما مسئولان است

دچار خودمحورى شويم،

دچار تكبر شويم،

دچار خودشگفتى

شويم،

تو دهنى خواهيم خورد.

مراسم گرامیداشت بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (ره)

دنيا اينجور است، سنت الهى اين است.

در پى كسب محبوبيت نباشيم،

دنبال تمتعات دنيوى نباشيم،

دنبال پرداختن به اشرافيگرى و تجملات نباشيم.

ما مسئولين، خودمان را حفظ كنيم؛

همچنان كه اين مرد بزرگ خود را حفظ كرد.

اگر ما اينجا دچار اشتباه شويم، مصداق همان آيه‌ى شريفه خواهيم شد

كه: «و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم يصلونها و بئس القرار».

 در راه پيشرفت، توقف ممنوع است؛

خودشگفتى ممنوع است؛

غفلت ممنوع است؛

اشرافيگرى ممنوع است؛

لذت‌جوئى ممنوع است؛

به فكر جمع كردن زخارف دنيا افتادن، براى مسئولين ممنوع است.

با اين ممنوعيتهاست كه ميتوانيم به قله برسيم.

ما داريم در دامنه حركت ميكنيم.

ما هنوز به قله نرسيده‌ايم؛

با آن فاصله داريم. آن روزى كه ملت ايران به قله برسد،

دشمنى‌ها تمام خواهد شد.

آن روزى كه ملت ايران به قله برسد،

معارضه‌هاى خباثت‌آلود به پايان خواهد رسيد.

ما تا آن روز فاصله داريم.

حركت را بايد بى‌وقفه ادامه دهيم.

من به جوانها، به مسئولين، به دانشجويان، به علماى بزرگوار،

به كسانى كه توانائى سخن گفتن با مردم دارند،

به كسانى كه تأثيرگذارى بر روى اذهان مردم دارند، عرض ميكنم:

ما بايستى اين حركت به سمت پيشرفت را بى‌وقفه ادامه دهيم؛

هم در زمينه‌ى سياست، هم در زمينه‌ى علم و فناورى،

هم بخصوص در زمينه‌ى اخلاق و معنويت.

خودمان را تهذيب كنيم،

خودمان را اصلاح كنيم،

عيوب خودمان را بشناسيم و درصدد رفع آن عيوب بربيائيم.

اگر اين كار را بكنيم، اين موانعى كه دشمنان ما بر سر راه ما ايجاد ميكنند،

اثر نخواهد گذاشت.

تحريم اثرى ندارد.

تحريم نميتواند ملت ايران را از حركت به جلو باز بدارد.

تنها اثرى كه اين تحريمهاى يكجانبه و چندجانبه بر روى ملت ايران ميگذارد،

اين است كه نفرت و دشمنى از غرب در دل مردم ما عميق‌تر ميشود.

هشدار مقام معظم رهبری به مسوولان:

هشدار مقام معظم رهبری به مسوولان:


 پیامد خودمحوری و خودشگفتی "تو دهنی"


خوردن است

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در اجتماع عظيم دلدادگان وشيفتگان امام خميني (ره) در حرم مطهر بنيان گذار جمهوري اسلامي، امام راحل را پدر ملت و مظهر مهرباني، اقتدار و صلابت خواندند و با اشاره به تلاش هوشيارانه امام در احياي روح عزت ملي و استحکام ساختار دروني ملت افزودند  : ملت تاريخ ساز ايران با تکيه بر همين عوامل، الگويي موفق از ايران اسلامي و پيشرفت در خارج از حوزه نفوذ سلطه گران جهاني را به ملتها ارائه داده و زورگويان جهاني را به وحشت انداخته است که همين مسير درخشان  تارسيدن  به قله هاي پيشرفت ونااميد شدن قطعي دشمنان ادامه خواهد يافت و بدون ترديد آينده براي ملتهاي مسلمان و ملت ايران، بهتر از گذشته خواهد بود.

به گزارش عصر ایران به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن کامل بیانات رهبری به شرح زیر است:


بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا و حبيب قلوبنا و طبيب نفوسنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطيبين الأطهرين و صحبه المنتجبين المصطفين و من تبعهم باحسان الى يوم الدّين. و صلّ على بقيّةاللّه فى الأرضين الّذى يملأ اللّه به الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا.

قال اللّه الحكيم فى كتابه: بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم. و توكّل على العزيز الرّحيم.  الّذى يريك حين تقوم. و تقلّبك فى السّاجدين. انّه هو السّميع العليم.(1)

 خداوند را سپاسگزاريم كه فرصتى ديگر به ما عنايت كرد تا در كنار مرقد امام و پيشوا و رهبر و مرشد بزرگ اين ملت، يك بار ديگر گرد هم جمع شويم، براى تجديد عهد و تجديد بيعت با اين امام بزرگوار، و بازخوانى سيره و درسهاى امام - كه درسهاى انقلاب است - و براى روشن كردن راه آينده‌مان و تصحيح مسيرمان.  اين روزها مصادف است با عيد مبارك ولادت امير مؤمنان (سلام اللّه عليه) كه پدر امت بود. مردم ما روز سيزدهم رجب را «روز پدر» ناميده‌اند. امام بزرگوار ما در حق اين ملت و در حق اين كشور پدرى كرد. پدر امت، يعنى مظهر مهربانى و رحمت و مظهر اقتدار و صلابت و شخصيت؛ استحكام شخصيت پدرانه، در كنار محبت و مهربانىِ پدرانه. علاوه‌ى بر اينها، امام پدر جنبش اسلامىِ امروز در دنياى اسلام است. يكى از خطوط اصلى در سيره‌ى امام و منش امام كه امروز به آن ميپردازيم و درباره‌ى آن قدرى بحث ميكنيم، دميدن روح عزت ملى در كالبد كشور است. بحث درباره‌ى اين حركت عظيم امام كه عزت ملى را در كشور ما و ملت ما زنده كرد، يك بحث متكى به واقعيات جامعه است؛ يك بحث صرفاً ذهنى نيست. عزت يعنى چه؟ عزت به معناى ساخت مستحكم درونى يك فرد يا يك جامعه است كه او را در مقابله‌ى با دشمن، در مقابله‌ى با موانع، داراى اقتدار ميكند و بر چالشها غلبه ميبخشد. 

ادامه نوشته

سیدحسن نصرالله  الگوی ولایت‌مداری است /

سیدحسن نصرالله

 الگوی ولایت‌مداری است /

 عشق ملت به امام پایان‌ناپذیر است

شناسه خبر:۲۱۲۳۷

سیدحسن نصرالله الگوی ولایت‌مداری است / عشق ملت به امام پایان‌ناپذیر است
حزب الله آنلاین:

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی با اشاره به اینکه عشق مردم به امام خمینی پایانی ندارد، گفت: سیدحسن نصرالله الگوی ولایت‌مداری است.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی پیش از ظهر امروز در دیدار با جمعی از سپاهیان در موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی با اشاره به آیه‌ای از قرآن کریم اظهار کرد: خداوند به مسلمانان فرموده است گمان مبرید که همه ایمان‌آورندگان، همواره در این راه ثابت‌قدم خواهند ماند.

وی افزود: بسیاری افراد از صدر اسلام تاکنون با پیامبر و امام بودند اما بعدها فاصله ایجاد کرده و مسیر خود را جدا ساختند.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه گروه‌های مختلفی از جمله مارکسیست‌ها در سرنگونی شاه دخالت داشتند گفت: این گروه عقیده داشتند که مارکسیسم مکتبی است که دارای گفتمان مخصوص به خود است.

وی با اشاره به گروه‌های ملی‌گرا و دیگر احزاب شرکت‌کننده در انقلاب بیان داشت: حتی برخی از طلاب و روحانیون نیز به مکتب‌های دیگری اعتقاد داشتند و امام خمینی(ره) را تنها وسیله‌ای برای سرنگونی شاه می‌دانستند.

مصباح یزدی با بیان اینکه در صدر اسلام نیز چنین وضعیتی وجود داشت ابراز کرد: سلسله امویان که خود را جانشین پیامبر معرفی کردند از دشمن‌ترین دشمنان اسلام و حضرت محمد(ص) بودند.

استاد برجسته حوزه علمیه قم افزود: دشمنان گمان می‌کردند که بعد از رحلت پیامبر(ص) به دلیل اینکه ایشان فرزند پسری ندارد، قدرت به آنها منتقل می‌شود و طایفه بنی‌امیه به خلافت می‌رسند به طوری که صریحاً بیان می‌داشتند که مدتی است بنی‌هاشم با قدرت بازی کرده‌اند و اکنون باید از چنگ آنها دزدیده شود و این قدرت مانند توپی است که باید دست به‌دست شود و این، نگرش آنها به اسلام بود.

وی با اشاره به نقشه‌های بنی‌امیه برای به دست گرفتن خلافت گفت: خداوند در قرآن می‌فرماید «گمان نبرید که اگر قدرت یافتید، اسلام از بین رفته است بلکه ما کسانی را برسر کار می‌آوریم که آنها را دوست داریم و آنها نیز خداوند را دوست دارند».

مصباح یزدی عنوان داشت: دوست داشتن خدا دارای علایمی است و نمی‌توان بدون دلیل آن را به کسی نسبت داد.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه نزول انبیا به منظور نشان دادن عزت انسانی به افراد بشر صورت گرفته است اظهار کرد: عزت‌خواهی امری فطری محسوب می‌شود و این امر از کودکی در انسان وجود دارد.

وی افزود: کسانی که امام خمینی(ره) را شناخته و به وی عشق می‌ورزیدند، منتظر گفتار او نمی‌ماندند بلکه هر آنچه را که امام به آن تمایل داشت با سر به سمت آن حرکت می‌کردند و امروز نیز چنین افرادی در گوشه و کنار جهان وجود دارند که یکی از آنها سیدحسن نصرالله است که خود می‌گوید ما منتظر امر رهبری نیستیم بلکه هر آنچه را که احتمال بدهیم آیت‌الله خامنه‌ای دوست دارد انجام می‌دهیم.

مصباح یزدی با اشاره به ویژگی‌های چنین افرادی گفت: این افراد درمقابل دوستی و محبتی که نشان می‌دهند، با دشمنان مخالفتی عمیق دارند زیرا دشمنان به بهانه وحدت، قصد ریشه‌کن کردن اسلام را دارند.

این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه دوستان خدا نسبت به مؤمنان خاضع و خاشع هستند بیان داشت: نرمش ناپذیری و مقاومت درمقابل دشمنان و نیز جهاد در راه خدا از دیگر خصوصیات آنهاست.

وی تصریح کرد: دوستان خدا هرگاه که احساس کنند خطری اسلام را تهدید می‌کند، از آبرو و جان و مال خویش گذشته و آرزو می‌کنند که در راه خدا جهاد کنند و این مسئله را برای خود افتخار می‌دانند.

مصباح یزدی با بیان اینکه دوستان خدا دارای ویژگی‌های دیگری نیز هستند گفت: هنگامی که فرزند کسی شهید شود و دشمنان، والدین خود را شماتت کنند چندان تأثیری در انسان نمی‌گذارد اما ملامت دوستان به دلیل انجام وظیفه، بسیار دردناک است و آخرین امتحان برای مجاهدان، همین مسئله محسوب می‌شود.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) ابراز کرد: به بیان قرآن، مجاهدان در راه خدا از هیچ ملامتی نمی‌هراسند و راهی را که تشخیص داده‌اند، تا آخر ادامه می‌دهند زیرا رضایت خداوند برای آنها اهمیت دارد.

وی با اشاره به وقایع صدر اسلام افزود: در سوره «منافقون» آمده است که سردسته منافقان قسم یاد کرد در هنگام بازگشت به مدینه، مسلمانان را از این شهر بیرون براند.

مصباح یزدی خاطرنشان کرد: فتنه 88 مسئله جدیدی در طول تاریخ نیست و این مسئله از صدر اسلام وجود داشته است به طوری که برخی افراد حتی پشت سر پیامبر(ص) نماز می‌خواندند اما مخالف اسلام بودند.

استاد برجسته حوزه علمیه با تاکید بر پیروزی نهایی به دست مستضعفان و پابرهنگان گفت: انبیا، پیروان آنها و حزب خداوند در قرآن به عنوان پیروزمندان واقعی و نهایی معرفی شده‌اند بنابراین پیروزی در نهایت به صالحان و یاران حق تعلق خواهد داشت ضمن اینکه مشخصات این افراد نیز در قرآن ذکر شده تا دیگران نیز برای عضویت در جمع یاران امام زمان(عج) به آن تمسک جویند.

وی بیان داشت: برای اینکه جزو یاران ولی عصر(عج) باشیم باید ابتدا خداوند را دوست داشته و در مراحل بعد در مقابل دوستان خدا خاشع و در برابر دشمنان، سرسخت باشیم و علاوه بر این، تحت تأثیر شماتت‌های ملامت‌گران قرار نگیریم.

مصباح یزدی تصریح کرد: من در پیشگاه خداوند شهادت می‌دهم که ملت ایران از مصادیق بارز این آیه شریفه هستید زیرا با وجودی که سال‌ها از رحلت امام خمینی گذشته، گویی همین امروز از دنیا رفته‌اند که این عشق و علاقه در میان شما دیده می‌شود.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه ملت ایران وفادارترین امت هستند گفت: امام خمینی در این زمینه فرمودند «یاران من در گهواره هستند» و این کلام دارای نکته‌ای دقیق است که بسیاری به آن توجه نمی‌کنند.

وی افزود: امام خمینی(ره) قصد داشت با این جمله به همگان بفهماند که جریان و خط انقلاب تمام شدنی نیست ضمن اینکه این نکته نیز استفاده می‌شود که اعتماد ایشان به یاران آینده، بیش از یاران حاضر در کنارشان بوده است.

روز میلاد امام علی (ع)گرامی باد

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

ذکر های پیامبران

ذکر های پیامبران

 هفت پیغمبر هفت کلمه گفتند ؛ و هر یک به سعادتی رسیدند :

 * ) آدم « الحمدلله » گفت ، فرمان رسید «  یَرحَمُکَ رَبُّک ».

 ** ) نوح « بسم الله »گفت ، حق او را از طوفان نجات داد.

 *** ) ابراهیم گفت : « حَسبِیَ الله » حق او را از آتش نمرود نگاه داشت.

 **** ) اسماعیل گفت : « ان شاء الله » از بریده شدن گلو نجات یافت.

 ***** ) موسی گفت : « لا حَولَ وَلا قوة الاّ با لله » از شر فرعون نجات يافت .

 ****** ) یونس گفت : « لا اِله اِلا اَنتَ سُبحانَکَ انّی کُنتُ مِنَ الظالمین » از شکم ماهی نجات یافت.

 ******* ) و رسول خدا ( ص ) صاحب اسم سلام و ذکر سلام بود . « سلامٌ مِن ربًّ رَحیمٍ » که در

 معراج خطاب آمد : « اَسلامُ عَلَیکَ اَیُّها النَّبِیُ وَ رَحَمَةُ وَ بَرکَاتُه » که صاحب شفاعت کلیّه شد.

            \/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/

 پیامبر اکرم ( ص ) :  میانجیگری کنید ، تا پاداش دنیا ببینید .

 پیامبر اکرم ( ص ) :  شفاعت من شامل آن کس از امّتم می شود که اهل بیت مرا دوست داشته باشد.

 پیامبر اکرم ( ص ) :  شفاعت من به دو کس نمی رسد : قدرتمند مستبد و ستمگر و غلوّ کنندۀ خارج

 شده از دین .

 پیامبر اکرم ( ص ) :  کسی که به شفاعت کردن من ایمان نداشته باشد ، خداوند شفاعت مرا به او

 نرساند.

 پیامبر اکرم ( ص ) :  سه گروه نزد خداوند شفاعت می کنند و شفاعتشان پذیرفته می شود : ابتدا

 پیامبران ، سپس عالمان و بعد شهیدان.

 پیامبر اکرم ( ص ) :   شفاعت کنندگان پنج تایند : قرآن ، خویشاوندی ، امانت ، پیامبر شما و اهل بیت

 پیامبرتان.

 « احادیث بر گرفته از کتاب منتخب میزان الحکمة می باشد »

استجابت دعا

 حضرت امام صادق ( ع ) فرمود : احدی نیست  که دعای خود را با جملة مبارکة (( ما شاءَ اللهُ لا قُوَّةَ اِلُا

 بِاللهِ )) پایان دهد ، مگر آنکه خداوند حاجت او را روا فرماید .باید که پس از دعا ، دست بر رخسار و سینه

 خود بکشد ؛ و نیز امام فرمود : در کتاب امیر المؤمنین ( ع ) نوشته است : پیش از دعا و عرض اجابت ،

 باید که مدح و ثنای حضرت باری تعالی گزارد و بگویید : (( یا مَن هُوَ اَقرَبُ اِلَیَّ مِن حَبلِ الوَرِید ، یا مَن

 یُحَوّلُ بَینَ المَرءِ وَ قَلبِهِ ، یا مَن هُوَ بِالمَنظَرِ الاَ علَی ، یا مَن لَیسَ کَمِثلِهِ شَی ء )).

                    /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\

 پیامبر اکرم ( ص ) :  دلت را با اخلاص گردان ، کارِ اندک تو را بس است .

 پیامبر اکرم ( ص ) :  دوری کردن از حرامها کمال اخلاص است .

 پیامبر اکرم ( ص ) :  هرگاه کاری کردی ، آن را تنها برای خدا انجام ده ؛ زیرا او تنها اعمال خالص بندگانش

  را میپذیرد .

 پیامبر اکرم ( ص ) :  هیچ بنده ای چهل بامداد برای خدا اخلاص نورزید ، مگر آن که چشمه های حکمت

 از دلش به زبانش جاری شد .

 امام علی (ع) :  اخلاص ، نهایت دین است .

 امام علی (ع) :  اخلاص عبادت مقرّبان است .

 امام علی (ع) :  اخلاص ملاک و معیار عبادت است .

 امام علی (ع) :  اخلاص ، اوج ایمان است .

 امام علی (ع) :  رهایی و نجات در اخلاص است .

 امام علی (ع) :  علت اخلاص یقین است .

 امام صادق (ع) :  عمل خالص آن است که نخواهی کسی جز خداوند ، تو را بر انجام آن بستاید .

 « احادیث بر گرفته از کتاب منتخب میزان الحکمة می باشد »

ذکری برای لطافت و نورانیت دل

  یکی از ذکرهایی که بر دل عارف لطافت و نورانیت و روحانیت می اندازد ؛ و آیت الله کشمیری به آن نظر

  داشتند ، ذکر (( یا لطیف )) بود که این ذکر ، مهربانی و ملاحت  و رفق به دست می آید که البته آن را به

  دو نوع سفارش می فرمودند : یکی در یک شب خاص و دیگری در اربعین ، با عدد و لباس و زمان خاص

  و لباس و زمان خاص که برای دیدن انوار مؤثر است .

        /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/

 مردی از رسول  الله پرسید : من دوست دارم در روز قیامت با نور و روشنایی به

 مشحر آیم ؛ پیامبر فرمود : به هیچ کس ظلم نکن تا روز قیامت در نور و روشنایی مشحور شوی .

 پیامبر اکرم ( ص ) :  نماز ، نور است .

 پیامبر اکرم ( ص ) :  هر که یک تیر در راه خدا پرتاب کند ، آن تیر در روز قیامت برای او نوری باشد .

 امام علی (ع) :  باهر امری حقّی حقیقتی است و با هر امر درستی نوری .

احادیث بر گرفته از کتاب منتخب میزان الحکمه می باشد.

ادامه نوشته

طول عمر و درک حضرت مهدی (عج )

طول عمر و درک حضرت مهدی (عج )

طول عمر و درک حضرت مهدی (عج )

 آیت الله کشمیری دربارة سوره های شش گانه ، یعنی سورة حدید ، حشر ، صف ، جمعه ،  تغابن ، و

  اعلی می فرمودند : مرحوم سید علی آقای قاضی ، این سوره های مبارک را خود شب ها قبل از خواب

 می خواند ،چه آن که روایت دارد پیامبر هم قبل از خواب می خواندند و می فرمودند : در این سوره ها ،

 آیه ای است که بهتر از هزار آیه است ؛ و امام باقر ( ع ) فرمودند : کسی که قبل از خواب بخواند ، نمی

 میرد تا ان که حضرت قائم را درک کند ؛ و اگر بمیرد در جوار پیامبر می باشد .

                      \/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/

  پیامبر اکرم ( ص ) :   مدت زندگانی ، محدود است و هیچ کس از عمری که برایش مقدّر شده است ،

  هرگز فراتر نمی رود . پس ،پیش از آن که عمر به سر آید بشتابید .

 پیامبر اکرم ( ص ) :   به عمر خود بخیل تر باش ، تا به درهم و دینارت .

 پیامبر اکرم ( ص ) :   همیشه با وضو باش ، تا خداوند عمرت را دراز کند .

 امام علی ( ع ) :   عمر تو مهریة خوشبختی توست ، به شرط آین که آن را در راه اطاعت پروردگارت 

  بگذرانی .

 امام علی ( ع ) :   مدت عمری که خداوند در آن عذر آدمی را می پذیرد ، شصت سال است .

 امام صادق ( ع ) :   هر که خوش نیت باشد ، عمرش زیاد شود . 

 امام صادق ( ع ) :   هر که با خانواده اش نیکو باشد ، عمرش زیاد شود .

 امام صادق ( ع ) :   اگر دوست داری خداوند بر عمرت بیفزاید ، پدر و مادرت را خوشحال کن .

« احادیث بر گرفته از کتاب منتخب میزان الحکمة می باشد »

کشف پرده غیب

کشف پرده غیب

 پیامبر اکرم ( ص ) :   ای ابوذر! آهنگ کار نیک کن ، هرچند آن را به کار نبندی تا در زمرۀ غافلان نشوی.

 امام علی ( ع ) :   غفلت ، گمراهی است.

 امام علی ( ع ) :   با پیوسته به یاد خدابودن است که پردۀ غفلت کنار می رود.

 امام علی ( ع ) :   هر که غفلت بر او چیره گردد ، دلش بمیرد.

 امام علی ( ع ) :   هرکه غفلتش به درازا کشد ، هلاکتش شتاب گیرد.

 امام باقر ( ع ) :   هر مؤمنی که به نمازهای واجب اهمیت دهد و آنها را به وقتش بخواند ، از غافلان

 نیست.

                       /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\

  علامه حسن زاده آملی در رساله لقاءالله خویش ، با استناد به مکاشفه مرحوم میرداماد ، ذکر 

  « یا غَنیّ ، یا مُغنیّ » را برای انکشاف و دستیابی به اسرار و حقایق عالم و دریافت های بزرگ نافع می

 داند و تمام اسمان و زمین را گویای این ذکر می خوانند.

 علامه حسن زاده آملی مداومت بر خواندن آیه نور « نور/36 » را موجب انکشاف حقایق می دانند.

ادامه نوشته

خدایا نمی توانم خاموش باشم تو فریادرسم باش که توانائی !

خدایا
نمی توانم خاموش باشم

تو فریادرسم باش که توانائی 

 بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره)فرمودند : اگر معلوم شود کسانی در بعضی ادرات و ارگانها در اجرای امورخانواده شهداو جانبازان اشکال تراشی می کنند باید به عنوان ضدانقلاب تحت پیگیرد واقع شوند.

امروزما به لطف الهی قدم به راهی می نهیم که خداوند و ولی اش علی(ع)امر به آن فرموده و آنرا جهاد اکبر نامیده است : از سفره خود به انفاق نانی بردار و بر سفره مساکین افزونی دار ! امروز ما بهمین امر الهی گردن نهاده و برای رفع محرومیت از جامعه بزرگ ایثارگری گام بزرگ جهاد اکبر را استوارانه برخواهیم داشت و با توکل بر خدا و اینکه قصد ما قرب الهی بوده و لاغیر و با توکل بر خدا در این کارزارصف شکنی خواهیم کرد تابر عهد خویش با شهیدان باشیم و رضایت الهی را کسب کنیم ! 

"دوستان عزیز لطفا نگید تکراریه ،آخه بعضی از درد های جامعه را باید مکررا یادآوری کنیم "

 اینک که دستگاههای مسئول برای رسیدگی به امور ایثارگران به خواب خرگوشی رفته اند آیا تکلیف ما هم بعنوان شیعه(شیعه یعنی مسئول بودن در قبال جامعه اسلامی) خاموشیست ؟

ادامه نوشته

طى الارض

طى الارض

 پیامبر اکرم ( ص )  :   روزه دار گرچه در بستر خويش خفته باشد

تا زماني كه غيبت مسلمانی را نكند در حال عبادت خداست.

 پیامبر اکرم ( ص )  :   هر كه يك روز برای دريافت ثواب الهی داوطلبانه روزه بگيرد ،

 آمرزشش حتمی است.

 فاطمه زهرا ( س ) :   اگر روزه دار زبان و گوش و چشم و اعضا و جوارح خود را نگه ندارند،

 روزه به چه كارش می آيد؟

 امام باقر ( ع ) :   روزه و حج ، آرامش بخش دلهاست.

 امام صادق ( ع ) :   خداوند تبارك و تعالی می فرمايد : روزه برای من است

 و خودم پاداش آن را می دهم .

       ><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>< 

 <>   آيت الله بهجت فرمودند : روزي آيت الله قاضی به آقای مولوی فرموده بودند

كه شما به دنبال طی  الارض هستيد ؟

 ايشان پرسيدند : چطور مگه ؟

 آقای قاضی فرمودند : آن كه به خواندن سوره توحيد تداوم داريد.

<>   به فرموده آيت الله كشميری ، اگر كسی سوره توحيد را بی عدد بخواند؛

 و در اين عمل مداومت كند ،‌طی الارض به او داده می شود.

استجابت دعا

استجابت دعا

 حضرت امام صادق ( ع ) فرمود : احدی نیست  که دعای خود را با جملة مبارکة (( ما شاءَ اللهُ لا قُوَّةَ اِلُا

 بِاللهِ )) پایان دهد ، مگر آنکه خداوند حاجت او را روا فرماید .باید که پس از دعا ، دست بر رخسار و سینه

 خود بکشد ؛ و نیز امام فرمود : در کتاب امیر المؤمنین ( ع ) نوشته است : پیش از دعا و عرض اجابت ،

 باید که مدح و ثنای حضرت باری تعالی گزارد و بگویید : (( یا مَن هُوَ اَقرَبُ اِلَیَّ مِن حَبلِ الوَرِید ، یا مَن

 یُحَوّلُ بَینَ المَرءِ وَ قَلبِهِ ، یا مَن هُوَ بِالمَنظَرِ الاَ علَی ، یا مَن لَیسَ کَمِثلِهِ شَی ء )).

                    /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\

 پیامبر اکرم ( ص ) :  دلت را با اخلاص گردان ، کارِ اندک تو را بس است .

 پیامبر اکرم ( ص ) :  دوری کردن از حرامها کمال اخلاص است .

 پیامبر اکرم ( ص ) :  هرگاه کاری کردی ، آن را تنها برای خدا انجام ده ؛ زیرا او تنها اعمال خالص بندگانش

  را میپذیرد .

 پیامبر اکرم ( ص ) :  هیچ بنده ای چهل بامداد برای خدا اخلاص نورزید ، مگر آن که چشمه های حکمت

 از دلش به زبانش جاری شد .

 امام علی (ع) :  اخلاص ، نهایت دین است .

 امام علی (ع) :  اخلاص عبادت مقرّبان است .

 امام علی (ع) :  اخلاص ملاک و معیار عبادت است .

 امام علی (ع) :  اخلاص ، اوج ایمان است .

 امام علی (ع) :  رهایی و نجات در اخلاص است .

 امام علی (ع) :  علت اخلاص یقین است .

 امام صادق (ع) :  عمل خالص آن است که نخواهی کسی جز خداوند ، تو را بر انجام آن بستاید .

 « احادیث بر گرفته از کتاب منتخب میزان الحکمة می باشد »

پدری فراموش‌شده که فقر در برابر ایثار او زانو زد

پدر ی فراموش‌شده که فقر در برابر ایثار او زانو زد

 

 بابا مهربان؛ نگاههای پرمهر اما رنجورت از چه سخن می گفت، حتی دیوارهای خانه محقرت با آن سقف ترک خورده

راز نگاههایت را می دانست اما کسی نخواست در این دیاری که

 به فراموش کردن مهربانان عادت دارد متن نگاههای تو را بخواند. شاید انتظار روزی را می کشیدی که فرزند شهیدت دست تو را بگیرد و از این دیار فراموش شده رهایت کند!

به گزارش خبرنگار مهر،

بابا مهربان شیرمردی بود که تنها نامش در لیست

پرونده فرزند شهیدش قید شده و به غیر از پنج نفر از اعضای

 خانواده اش که در کنارش بودند، بی نام و نشان در این شهرو..زندگی کرد،

قرار بود قصه پر رنج بابا مهربان را بازگو کنیم که خبر آمد

به دیار باقی پیش فرزند شهیدش پر کشیده

 پس به یاد او این گزارش را می خوانیم.

برای دیدنش بعد از کلی گشتن در کوچه پس کوچه های باریک

و درهم ریخته محله وحدت در منطقه سلمان آباد از مناطق

حاشیه ای و فقیر به خانه ای رسیدم که در دل دیگر خانه های

 قد کشیده گم شده بود،

«بختیار مهربان» تنها کسی بود که باید ملاقات می کردم

تا کمی از فرزند شهیدش برای ما بگوید.

اما او نه قدرت حرکت داشت و نه توانایی شنیدن و حرف زدن. نگاههای پر مهر ولی رنج کشیده اش وادارمان کرد که به جای فرزندش شهیدش

«قوتاز مهربان» از خود او و نامهربانیهایی که در حقش روا شد، بنویسم.

از مردی که با جسمی نحیف اندام و رنجور روی تخت آهنی

زنگ خورده و کهنه در گوشه ای از اتاق کوچک با دیوارهایی که رنگ زغال به خود گرفته، افتاده بود.

دانه های تسبیح روی دستان لاغر و استخوانی اش به سختی جابجا می شد، از عمق نگاهایش می شد فهمید تا کنون کمتر کسی پیدا شده که بگوید پدر حالت چطور است؟

 کم و کسری نداری؟ تو که تنها پدر شهید و بقیه اعضای خانواده ات نیستی تو پدر یک ملتی چرا که شهید از آن این ملت است.


پسر دیگرش «قهرمان مهربان» به همراه زن و پنج فرزندش تنها کسانی هستند که مانند شمع به دورش می چرخند و فقر و نداری چیزی از گذشت و ایثار آنها در تیماری از پدر کم نمی کند.

قهرمان می گوید: پدرم بیشتر از پنج سال است که در اثر سکته مغزی قدرت تکلم و شنوایی خود را از دست داده حتی قدرت کوچکترین حرکتی ندارد، هر روز باید چند بار جابجایش کنم تا زخم بستر نگیرد، به خاطر اینکه در تمام ساعات شبانه روز باید مراقبش باشم، از کار بیکار شده ام و مشکل مالی ما دو چندان شده است.

تنها درآمد این خانه محقر از حقوقی ناچیزی که اداره بنیاد شهید به پدر شهید می دهد، تامین می شود. قهرمان می گوید:

حقوق دریافتی نزدیک پنج میلیون ریال است که به پدر و همسر شهید به طور مشترک می رسد، بخشی از این مبلغ برای وامی که جهت معالجه پدرم گرفتم هر ماه کسر و مابقی نیز خرج دارو و وسایل مورد نیازش می شود.

خیلی از ما امروز مفهوم دیگری از خانواده شهید داریم خیلی راحت بعد از سالها پشت سرشان می گوییم «هر چه خواستند به آنها داده شده حتی بیشتر از حقشان»

به خیال اینکه دیگر دینی بر گردن کسی ندارند به غیر از زخم زبان زدن کاری از دستمان بر نمی آید، اما نه اینکه اگر همین پدر شهید و پدرانی چون او نبودند و از فرزندشان نمی گذشتند، معلوم نبود چه سرنوشتی داشتیم؟
 
حمام؛ بزرگترین آرزوی خانواده شهید
عروس این خانواده و همسر قهرمان که بیشترین دغدغه زندگی اش تمیز بودن ملافه های پدر شوهر است با تمام وجود به شوهرش کمک می کند تا مبادا بابای خانه احساس تنهایی کند، تربیت فرزندان از یک طرف و رسیدگی و پرستاری از پدر شهید از طرف دیگر وظیفه او را دو چندان کرده است، اما تاکید می کند که «بیشتر از پدرم دوستش دارم و نگاه پر مهر او برای ما برکت بزرگی است».

او تنها آرزویی که دارد این است که ای کاش خانه محقرشان یک حمام داشت تا مجبور نشود به خاطر سرمای هوا و نبود جای مناسب برای شستشو به همسایگان رو بیندازد تا ملافه های پدر شوهرش را در حمام آنها تمیز کند، هر چند دیگر سرمای هوا برایش معنا ندارد و با آموزشی که در مکتب ایثار شهدا آموخته ساعتها کنار حوض حیاط زیر آب سرد رختهای چرک شده را می سابد.
 
او می گوید: تا چند ماه پیش که تخت پیدا نکرده بودیم تمام ملافه و فرش زیر پدر شوهرم کثیف می شد و مجبور بودم ساعتها برای تمیز کردنشان وقت بگذارم برای من کار کردن هیچ مشکلی ندارد ولی از اینکه  گاهی پدر شوهرم زیر دین همسایگان قرار می گیرد، ناراحت می شوم.

تخت کهنه ای که وجود آن غنیمتی برای خانواده مهربان محسوب می شود، پس از کلی رفت و آمد و التماس و خواهش به دستشان رسیده است. قهرمان می گوید: نبود تخت مناسب سبب شد کمر پدرم به علت زخم بستر سوراخ سوراخ شود، تحمل این وضیعت برایم عذاب آور بود تا اینکه بنیاد شهید این تخت را بعد از کلی گلایه و واسطه برای ما اجاره داد آن هم زیاد استاندارد نیست نداشتن حفاظ کنار تخت سبب شده پدرم در خواب چند بار به زمین بیفتد و استخوانهای دست و پایش از این حادثه آسیب جدی ببیند.


این برادر شهید برای اینکه از این اتفاق جلوگیری کند تا صبح کنار تخت پدر کشیک می دهد و هر دقیقه از عمرش را کنار او سپری می کند تا مبادا ناله ای از پدر، دل رنجورش را بیشتر آزار دهد.
 

او می گوید: «نگهداری از پدر و مادر افتخار بزرگی برای فرزندان است مادرم نیز ده سال در اثر سکته مغزی زمین گیر بود و تا آخر عمرش از او پرستاری کردم و از این بابت خیلی خوشحالم.» قهرمان با غرور بارها این جملات را تکرار کرد.

حمامی به وسعت یک تشت
 
قهرمان حرفهای زیادی برای گفتن دارد او از اینکه هر روز باید پوشاک پدر زمین گیرش را عوض کند و هفته ای یکبار روی بخاری آب گرم کند و پدرش را داخل تشت حمام کند، ابایی  ندارد. وی اضافه می کند ای کاش درآمدش به اندازه ای بود که می توانست برای خانه حمام بسازد تا حین حمام، پدرش اذیت نشود و یا اینکه تخت و ملافه هایی تهیه می کرد تا پدرش کمتر دچار زخم بستر می شد.

بنیاد شهید حق پرستاری نمی دهد

از او درباره حق پرستاری که به  پدر و مادران شهید بیمار و ایثارگران بالای 70 درصد تعلق دارد، می پرسم؛ جوابش گلایه است: برای دریافت حق پرستاری چند بار به بنیاد شهید مراجعه کردم ولی فایده ای نداشت، می گویند چون حقوق می گیرد این قانون شامل او نمی شود، ولی کسی نمی پرسد این چند هزار ریال چه دردی از پدرم را درمان می کند، تنها برای خرید پوشاک اش در هر ماه چند صد هزار ریال باید خرج کرد از آن گذشته گاه برای خرید یک شربت سینه چهار هزار تومانی از دیگران قرض می گیرم تا پدرم شبها با آرامش بخوابد.

 

این برادر شهید انتظاری از هیچ کس و از هیچ مسئولی ندارد، اما با انتقاد می خواهد حداقل کسانی که در سالهای اخیر به اسم دیدار از خانواده شهدا به خانه شان آمده اند واقعا شنونده درد و مشکلات آنها باشند.

دیدار مسئولان در حد شعار است

قهرمان می گوید: از بیناد شهید و سپاه دو بار برای دیدار از پدرم آمدند و هر بار دلمان روشن شد که حداقل بخشی از مشکلات پدرم به زودی حل خواهد شد ولی هیچکدام از قولهایی که داده اند تاکنون عملی نشده است.
 
وظیفه و عمل به آن رسالتی است که بر عهده هر یک از ما گذاشته شده است، حال اگر این وظیفه در قبال خانواده شهدا باشد بسی سنگین تر است در مقابل این خواسته قهرمان حرفی برای گفتن پیدا نکردم او حق داشت؛ از حرف تا عمل فاصله است وقتی می گوییم به خانواده شهدا مدیونیم چند بار از خود پرسیده ایم مدیون یعنی چه؟ یعنی اینکه روبرگرداندن و چشم بستن و فراموش کردن، یعنی بی تفاوتی در قبال کسانی که به فرزند خود درس ایثار و شهادت آموختند و راهی جبهه کردند و سالهاست بعد از شهادت فرزندش صبر پیشه کرده و هیچ انتظاری از دیگران ندارند؟

مدیون یعنی اینکه هر سال به مناسبتهای مختلف دیدار از خانواده شهدا را جزو برنامه های خود قرار دهیم تا آخر سال پرونده عملکرد و بیلان کاری سنگین تری ارائه دهیم؟

برای قهرمان دیدن چهره رضایت بخش پدر مهمتر از نیازهای همسر و فرزدان است، خرید گوشت و دیگر مایحتاج ضروری در خانه آنها به رویایی تبدیل شده و اگر مقداری پول به دست آورد سعی می کند غذایی که برای پدرش مناسب باشد، تهیه کند.

خانواده شهدا انتظاری از دیگران ندارند

قهرمان می گوید: دیگران فکر می کنند که خانواده شهید از زندگی آنچنانی برخوردار هستند و پول بیت المال به آنها می رسد در حالیکه این طور نیست، چراکه اگر چنین بود سقف خانه را آسفالت می کردم تا آب سرمان چکه نکند، خانواده شهدا هیچ انتظاری از دیگران ندارند یک دیدار خشک و خالی نیز ما را خوشحال می کند.


وی صحبتهای خود را تنها یک درد و دل می داند و اعتقاد دارد زندگی خانواده های شهدا با پستی و بلندیهای زیادی همراه است و همه این گرفتاریها یک صدم ایثارگریهای شهدا در جبهه ها نیست.

برادر شهید قوتاز مهربان اضافه می کند: ما یاد گرفته ایم از خدا طلب صبر کنیم تا در آخرت شرمنده شهدا نشویم، از خدا می خواهم گناهان ما را به خاطر برادر و پدرم ببخشد و ما را گرفتار بلاهای بزرگ نکند.
 
تکلیفی که ادا نمی شود

وقتی سخن از شهید به میان می آید خود به خود از خود گذشتگی و ایثار ذهنمان را پر می کند، شهدا رفته اند و جای خالی ایثار و  از خود گذشتگی آنها را خانواده هایشان نثار جامعه می کنند و الگویی برای سایر افراد هستند.

 

اما ما در مقابل این همه ایثار چه کرده ایم روزی می رسد که باید چراغ به دست به دنبال یافتن نشانی از پدران و مادران شهدا باشیم. هر روز شاهد از دست دادن این یادگاران که حضرت امام (ره) از آنها به عنوان ذخایر انقلاب یاد کرده اند، هستیم. همین چند وقت پیش، پدر شهید حسین گنجگاهی، پدر شهید جهانگیرزاده و مادر شهید جعفرخراسانی از بین ما رفتند و بعد از رفتن آنها تازه متوجه می شویم که چه ذخایری را در حال از دست دادن هستیم.
 
خیلی از آنها در قربت و تنهایی به دیار باقی می روند و همچنان  بی خبر می مانیم. و بعد از آن جز تسلیت چیزی برای گفتن نداریم حتی کلمه ای از اینکه آنها و فرزند شهیدشان چه کسانی بودند سخنی به میان نمی آید.

تا کنون چند بار حسرت دیدار و گفتگو با یک پدر و مادر شهید و یا یک جانباز قطع نخاع را همچون ورزشکاران و یا یک چهره سینمایی داشته ایم؟ کدام مسئول در عمل این حرف را «همه ما مدیون خون شهدا هستیم» که بارها پشت تریبون تکرار می شود، در عمل نشان داده است تا خانواده شهیدی همچون مهربان کمتر با سختیهای زندگی دست و پنجه نرم کنند.

به گفته مسئولان بنیاد شهید، استان اردبیل سه هزار و 400 شهید دارد، خیلی از پدران آنها تاکنون به دیار باقی شتافته اند و اگر اندکی بگذرد، باقی این پدران نیز به فرزندان شهیدشان خواهند پیوست تا زحمت را از دوش مسئولان بی عمل کم کنند.
وباز هم خاک عالم برسر ما...
.............................................
گزارش: محمد میرزایی ناطق
عکس: وحید مقدم

نامه ای به شهدای عشق

 
می خواستم چیزی غیر از این مطلبی كه خواهید خواند را در این پست بنویسم ولی نمی دونم چی شد كه ناخودآگاه نظرم عوض شد و این مطلب را نوشتم .
می خواستم از آن چه که می شنوید بسیار متفاوت باشد ولی ...

خیلی وقته با خودم كلنجار می روم كه درد دلی با شهدا داشته باشیم و به قول وبلاگ نویسها موجی راه بیاندازم با این موضوع كه اگر تصمیم داشتید نامه ای به یك شهید بنویسید ، چه می نوشتید و با او چه می گفتید .
چه می خواستیم و چه انتظار دارند و چه هستیم ؟

خیلی حرفها می شه با شهدا زد . از امروز خودمون بهشون بگیم ، اگرچه اونها حاضر و ناظرند ولی ما با گفتنمون به نوعی به آنچه كه بر سر این كشور اومده و بخشی هم از این نابسامانیها به ما برمی گرده ، اعتراف می كنیم و لااقل می تونیم خودمونو سبك كنیم و از اونها حلالیت بطلبیم . از این همه قصوری كه ماها (منظورم برجاماندگان از قافله شهداست ) داشتیم و داریم . از كوتاهی هایی كه نسبت به نسل جوان داشتیم و داریم . ابراز شرمندگی از اینكه نتونستیم رسالت اونها را به نسل جدید منتقل كنیم و بشناسونیم . خجالت بكشیم از اینكه نتونستیم حتی یك نفر از جوونهای دور و بر خودمونو با فرهنگ شهادت و ایثار شهیدان آشنا كنیم . آری شهدا ما خیلی شرمنده ایم از اینكه با هم قول و قرارهای زیادی گذاشته بودیم ولی ما نتونستیم بهشون عمل كنیم . نمی دونیم چطور اظهار شرمندگی كنیم از اینكه عموهای خوبی برای فرزندانتون نیودیم . از اینكه بازماندگان شما را به فراموشی سپردیم و غرق در روزمرگی شدیم . واقعاً نمی دونم تو نامه به یك شهید چطور اظهار شرمندگی بكنیم تا حق مطلب ادا بشه !؟ حرف زیاده و فرصت اندك ، از این مجالی كه فراهم شده استفاده می كنم و از همه دوستانی كه علاقمند به نوشتن نامه به شهید هستند دعوت می كنم دست به قلم شوند. منتظر خبر نگارش نامه از جانب شما دوست عزیز هستم.
این نامه من برای آنان است :
با عنوان : اعتراف نامه ای به شهید .

بسم رب الشهداء و الصدیقین 

سلام بر تو که جان گرامی ات را در راه خدا و عشق به دین و وطن ،

 بی درنگ فدا نمودی .

درود بر تو که دل از همه رنگهای دنیایی بگسستی و سوار بر اسب راهوار هدایت

در جاده ی نور به سوی معبود شتافتی بدون آنکه لحظه ای تردید به دل راه دهی .

ستاره ای شدی در آسمان و درخشیدی ، و راهنمائی برای شبگردان گم کرده راه

با خون پاکت ، زیبائی ها آفریدی و نقش عشق و معرفت را با سیطره بر هستی ،

 در صفحه روزگار ترسیم کردی و شیطان با همه مکر و حیله و نفوذش در برابر

 تو زانو زد ...

میدانم که هنوز در راه خدا به جهاد خود ادامه می دهید و میدانم که شما زنده اید و

 این ما هستیم که مرده ایم و در دنیای مادیات غرق شده ایم .

هنوز تصویر شماست که بر لوح دلها حک شده و مایه دلگرمی ،

امید و نیروی جهادگران خدا جو ، عاشقان ولایت ،

عدالت پیشگان راه هدایت و خدمتگزاران این ملت میباشد.

بزرگی می گفت شهدا مانند شیشه عطری می مانند که با شکستن قفس ،و عروج ،

 عطرشان فضای هستی را پر می نماید و آنگاه همگان به گوهر وجودشان

 و زیبائی راهشان پی خواهند برد. .

بعضی جسورانه و ساده لوحانه از خدای خود شهادت را درخواست کردیم و بارها گفتیم

اللهم الرزقنا توفیق الشهادة ... اما لحظه ای بر اعمال خود اندیشه نکردیم

و اندکی به راهی که شما پیموده اید فکر نکردیم

و مثل همیشه با راحت طلبی و بدون تلاش ، بهترین ها را از خدا خواستیم

از خاطرات خوانده و شنیده و از سرگذشت برجای مانده شما ،

 دانستم که چگونه در مقابل آتش و پولاد و اهریمن سینه سپر کردید و با خون خود ،

خاک مذلت بر سر شیطان صفتان ریختید.

 با همه شجاعت و رشادت و دلاوری ؛

تواضع و فروتنی تنها بخشی از صفات والای شماست .

ای عزیزان و مقربان درگاه الهی ،

 وای به حال روزی که شما ، ما را فراموش کنید و به حال خودمان واگذارید ؛

 هر چند ما نه تنها شما را بلکه خود را نیز فراموش کرده ایم ...

آگاهید که گریه هایم در گلزار شما ، برای تیره روزی ،

سرگردانی و گمراهی خودم بوده وگرنه شما که عند ربهم یرزقونید و ما جیره خواران شما .

 خوب میدانم که هرگاه دست یاری به سویتان دراز کردم دست رد به سینه ام نزدید

و هرگز فراموش نمی کنم که چگونه با پرتو نور خود ،

 بر دل ظلمت زده ام ، تاثیری شگرف و تحولی عظیم بر زندگی ام داشتید .... 

کوتاهی کردیم ... فریب خوردیم ... فراموش کردیم ...

شهدا به خدا شرمنده ایم .. 

ای رهپویان راه انبیاء و اولیاء الهی و ای خونین بالان راه خدائی 

التماس دعا

به یاد دوستان

 

چه قشنگ عبادت میکنه با خدای خودش!!

رزمایش دشمن

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به رزمایشش نگاه کن ! اتحاد و انسجامش را می بینی ؟!

سپاه تو کجاست ؟ تو اصلا عضو کدام سپاهی  ؟

تنهایی می خواهی بروی نبرد ؟

سلاحی چیزی ! همین طور دست خالی ؟!

صبر کن !

هر جنگ و جهادی قائده و قانون خودش را می طلبد  !

باید حریفت را خوب بشناسی ، باید استراتژی داشته باشی

عزیز من ...

این جنگ نامش " جهاد اکبر " است و فرمانده ی سپاه مقابل "

دشمن خداست " !

مهم ترین سلاح این فرمانده این جمله اش است :

از جنگِ با من " ناامید شو " !

همین را اگر قبول کردی ، فاتحه ی هر دو دنیایت خوانده است ...

تو فرمانده ات را می شناسی ؟!

سرباز ، یادت باشد هر ثانیه زیر نظر فرمانده ات

مشغول رزمایشی !

کاری کن با اعتماد به تو ، دستور جهاد بدهد !

مهمترین سلاح دشمن را فراموش نکنی !!!

                        ............................

از آب گل آلودِ دردهایم ماهی می گیری هان ؟ کاری می کنم

صدها برابر ماهی هایی را که صید کردی در حوض دلم ببینی !

ناامید شوم ؟ " هیهات "

معلوم است که بدی ها همه از من ! گذشت ها همه از تو ،

نعمت ها همه از تو ، نازنین خدای من ! بخششها همه از تو ...

باز هم ببخش . کوه حق الله سنگینی می کرد حق الناس

 هم اضافه شد ! خودت برشان دار ...........من نمی توانم ...

....................................................................

استغفرک و اتوب الیک از همه چیزم


پای درس علی (ع)

حضرت على (ع) از آغاز

مردم را به عدالت خواهى دعوت کرد و تا آخر هم

 چنان پایدار بود و در تمام مراحل عدالت را رعایت مى کرد.

 

عدم استفاده شخصی از بیت المال

علی (ع) به فرماندهی یک سپاه از یارانش از یمن بر می گشت و حله های یمنی فراوان داشت که متعلق به بیت المال بود نه خودش

نه خودش یکی از آن حله ها را پوشید نه به یکی از سپاهیانش اجازه داد در آنها تصرف کند یکی دو منزل نزدیک مکه

(آنوقت رسول خدا برای حج به مکه آمده بود) و برای گزارش زود تر به حضور رسید و سپس برگشت که با همراهانش وارد مکه شوند. وقتی که به محل سربازان رسید، دید آنها حله ها را در آورده اند و پوشیده اند.

علی (ع) بدون هیچ ملاحظه و رودربایستی و مصلحت اندیشی سیاسی، همه را از تن آنها کند و جای اول گذاشت. سربازان ناراحت شدند. وقتی که به حضور رسول خدا رسیدند یکی از چیزهایی که رسول خدا از آنها پرسید این بود که: از رفتار فرمانده تان راضی هستید؟ گفتند: بلی، اما... و قصه ی حله را به عرض رساندند.

این جا بود که رسول خدا(ص) جمله تاریخی را در باره ی علی(ع) فرمود

«او خشن ترین فرد است در ذات خدا»

یعنی علی آنجا که پای امر الهی برسد، از هرگونه مصانعه و ملاحضه کاری به دور است. مصانعه و مصانعه دوستی نوعی ضعف و زبونی است و نقطه مقابل خشونت اصولی است که نوعی شجاعت و قوت است.

علی (ع) افراد فرصت طلب را سرکار نگذاشت

طلحه و زبیر خدمت على (ع) عرض کردند با تو بعیت کردیم که ما را بر دیگران برترى دهى در کارها با ما مشورت نمائى و در عطا مزیت قائل شوى، با این همه خدمت که در راه اسلام کردیم تو بین ما و سایرین فرقى نمى گذاری. ما از تو حمایت کردیم ولى اکنون مالک اشتر و حکیم بن جبله را به ولایت مى گمارى باید ولایت بصره و کوفه را بما بدهى و الا ما نمى توانیم به همکارى خودمان ادامه دهیم. على (ع) فرمود: قبل از شما گروه دیگرى هم براى اسلام کوشش کردند ولى براى خدا کردند جزا هم از خدا مى گیرند. از خدا بترسید و فساد نکنید.

رشوه

به یکى از عمالش که رشوه گرفته بود فرمود: از خدا بترس و حق مردم را بازده، اگر بر تو تمکن یافتم وظیفه ام را نسبت به تو انجام مى دهم و با این شمشیر ترا به دوزخ مى فرستم .

عدم سوء استفاده شخصى از بیت المال

هارون بن عنزه از پدرش نقل کرده که در قصر خورنق در کوفه بر على وارد شدم، زمستان بود و قطیفه کهنه اى پوشیده بود و از سرما مى لرزید گفتم یا امیر المؤمنین تو هم در بیت المال سهمى دارى چرا با خودت چنین مى کنى؟ فرمود بخدا سوگند از مال شما چیزى نمى گیرم و این قطیفه را از مدینه از اموال شخصى آورده ام. خوراکش از غله تهیه مى شد. با کمال سادگى همانند فقیرترین مردم زندگى مى کرد

رعایت عدالت در خویشان

عقیل برادرش عرض کرد فقیرم و بچه هایم گرسنه و برهنه اند و سهمى که به من مى دهى کافى نیست سهم مرا از بیت المال زیادتر کن فرمود بیت المال مال من نیست که به شما زیادتر بدهم. صبر کن موقع تقسیم حقوق من حقوق خودم را به تو مى دهم ـ عرض کرد ناچار مى شوم به جاى دیگر پناه ببرم ـ و رفت نزد معاویه در جلسه اول صد هزار درهم به او داد.

عبدالله بن جعفر به على عرض کرد پولى به من بده فرمود: ندارم، عرض کرد بیت المال در اختیار شما است. فرمود مال من نیست اجازه بده تا حیوان سوارى خودم را بفروشم.

تساوى در قانون حتى درباره خودش

زره خودش را در دست یک نفر مسیحى دید ـ او را پیش شریح قاضى برد و فرمود: این زره مال من بوده نه آن را فروخته ام و نه بخشیده ام. مرد مسیحى گفت زره مال خودم مى باشد. شریح گفت: زره دست این مرد و در تصرف اوست یا على آیا شاهد و بینه دارى که زره مال تو مى باشد . فرمود ندارم. شریح گفت: پس زره مال این مرد مى باشد. مرد مسیحى از این حکم تعجب کرد زره را برداشت و رفت على هم تسلیم حکم دادگاه شد. مرد مسیحى از جلسه بیرون رفت و برگشت و گفت: شهادت مى دهم که این حکم از احکام پیامبران است که امیرالمؤمنین باشد و با یک فرد عادی براى قضاوت نزد قاضى برود و قاضى هم به نفع فرد عادی و به زیان امیر خود قضاوت کند. یا على زره مال تو است و من دورغ گفتم و اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله. مسلمان شد و در جنگ نهروان در لشگریان على شهید شد.

عدم کوتاهى در اجراى عدالت و تسلیم مقدس نماها شدن

در جنگ نهروان با خوارج جنگید ـ آنها دوازده هزار نفر بودند هشت هزار آنها تسلیم شدند و در حدود چهار هزار نفر کشته شدند خوارج هم مقدس و ظاهر الصلاح و اهل نماز و روزه بودند. و جنگ با چنین افرادى کار بسیار دشوارى بود. و جز على از دیگرى ساخته نبود . و خودش مى فرمود: آن من بودم که توانستم این فتنه را خاموش نمایم.

اینها همان افرادى بودند که وقتى معاویه دستور داد قرآنها را بر سر نیزه کنند و على فرمود دروغ مى گویند با آنها بجنگید گفتند با قرآن بجنگیم؟! ما براى دفاع از قرآن به جنگ آمده ایم. و على ناچار شد جنگ را متوقف سازد و حکمیت را بپذیرد. و بعد همین ها بر على شوریدند که چرا حکمیت را پذیرفتى و باید توبه کنى. و در نماز به او اقتدا نمى کردند و مى گفتند کافر شدى مادام که اعلان جنگ نکردند على با آنها کارى نداشت. اما وقتى طغیان کردند و دست به غارتگرى و آشوب زدند على هم در برابر آنها ایستاد.

خوارج مردمى عابد و متنسک و تنگ نظر بودند، شبها عبادت و روزها غالبا روزه بودند. پیشانیها از کثرت عبادت پینه کرده بود به احکام ظاهرى اسلام سخت پایبند بودند ـ به عقیده خود سخت مقید بودند ـ جاهل و نادان بودند و کج فهم ـ به عنوان امر به معروف و نهى از منکر قیام کردند ـ جاهل بودند و آیه ان الحکم الا لله را بد تفسیر مى کردند و به تفسیر امام و رهبر گوش نمى دادند.

ارسطو:عدالت جزوی از فضیلت نبود بلکه همه فضیلتها بود و جور که ضد آن است جزوی از رذالت نبود بلکه همه رذالت ها بود