بسم الله الرحمن الرحیم

به رزمایشش نگاه کن ! اتحاد و انسجامش را می بینی ؟!

سپاه تو کجاست ؟ تو اصلا عضو کدام سپاهی  ؟

تنهایی می خواهی بروی نبرد ؟

سلاحی چیزی ! همین طور دست خالی ؟!

صبر کن !

هر جنگ و جهادی قائده و قانون خودش را می طلبد  !

باید حریفت را خوب بشناسی ، باید استراتژی داشته باشی

عزیز من ...

این جنگ نامش " جهاد اکبر " است و فرمانده ی سپاه مقابل "

دشمن خداست " !

مهم ترین سلاح این فرمانده این جمله اش است :

از جنگِ با من " ناامید شو " !

همین را اگر قبول کردی ، فاتحه ی هر دو دنیایت خوانده است ...

تو فرمانده ات را می شناسی ؟!

سرباز ، یادت باشد هر ثانیه زیر نظر فرمانده ات

مشغول رزمایشی !

کاری کن با اعتماد به تو ، دستور جهاد بدهد !

مهمترین سلاح دشمن را فراموش نکنی !!!

                        ............................

از آب گل آلودِ دردهایم ماهی می گیری هان ؟ کاری می کنم

صدها برابر ماهی هایی را که صید کردی در حوض دلم ببینی !

ناامید شوم ؟ " هیهات "

معلوم است که بدی ها همه از من ! گذشت ها همه از تو ،

نعمت ها همه از تو ، نازنین خدای من ! بخششها همه از تو ...

باز هم ببخش . کوه حق الله سنگینی می کرد حق الناس

 هم اضافه شد ! خودت برشان دار ...........من نمی توانم ...

....................................................................

استغفرک و اتوب الیک از همه چیزم