«مظهر پاكى»
«مظهر پاكى»
سلام اى ذره اى پيش تو خورشيد
سلام اى كوثر و ياسين و توحيد
سلام اى مظهر تطهير و پاكى
سلام اى گوهر دنياى خاكى
سلام اى زهره رخشنده زهرا
سلام اى شمع افروزنده زهرا
سلام اى آيه قرآن ثنايت
تمام آفرينش خاك پايت
سلام اى جلوه معبود صادق
ز تو شد وحدت مخلوق و خالق
تويى تفسير قدر و الليل و الشمس
مقامت را كند ادارك كى كس
بناى خلقت و كون وجودى
نداندكس كه هستى و كه بودى
تو يكتا گوهر تابنده باشى
كه بر عرش خدا زينبده باشى
تو نور مطلق كون و مكانى
پس از يزدان خداوند جهانى
مگويم شرك تو مخلوق ربى
كه او رب و تو هم معشوق ربى
تو اسم اعظم مستور اويى
شعاع پرتويى از نور اويى
حقيقت منجلى شد از تو زهرا
شريعت بر نبى شد از تو زهرا
كسى قدر تو را نشناخت زهرا
اگر بشناخت جانش باخت زهرا
در اين عالم نهان شد قدرو جاهت
كه باشد روز محشر جلوه گاهت
عيان كرده در آن وادى به هر كس
كه باشى مالك محشر تو و بس
در آن جا حكمران تنها تويى تو
شفيعى گر بود آنجا تويى تو
چو آبى اندر آن درياى سوزان
ندا آيد ز سوى حى منان
كنون محبوبه ما با سفيرى
نما از هر كه خواهى دستگيرى
پيامش چون خدا بر تو رساند
ز عشاقت كسى آنجا نماند
همه آيند بر گرد تو مجنون
كشند اين نعره نحن الفاطميون
بگوئيد عاشقى آغاز گشته
كه باب لطف زهرا باز گشته
همه مستند ز اين جلوه نمايى
كه زهرا مى كنى كار خدايى
مرا بخشا نمى دانم چه گفتم
ولى ناگه در اين مستى شنفتم
كه يا او فاطمه يا فاطمه او
خدا زهرا بود زهرا خدا هو
شدم مدهوش و ساغر را شكستم
خوشم ديگر كه من زهرا پرستم
چه مى گويى تو آوازه نما بس
مگو اسرار عشقت را به هر كس