سلام بر حسین (ع) 

ای تشنگان کوثر ولایت!

 بیایید... من سرچشمه را یافته ام.

وا اسفا! باطنِ قبله را رهاکرده اید و ...

برگِرد دیوارهایی سنگی می چرخید؟

بیایید... باطن قبله اینجاست.

به خدا، اگر نبود که خداوند خود اینچنین خواسته،

 می دیدی کعبه را که به طواف امام آمده است و

حجرالاسود را می دیدی که با او بیعت می کند.

مگر نه اینکه انسانِ کامل، غایتِ تکاملِ عالم است؟ ...

ای امت آخر! برشما چه رفته است؟

مگر تا کجا می توان در مُحاق غفلت و کوری فرو  شد

 که خورشید را نشناخت؟

آیا می توان دست بیعت به یزید داد و

آن گاه بازهم به جانب قبله نمازگزارد؟!

و بالاخره کوفه

 چه آهنگ ناخوشایندی دارد این نام،

و چه بار سنگینی از رنج با خود می آورد!

باری به سنگینی همۀ رنج هایی که علی علیه السلام از کوفیان کشید...

 بگذار رنج های زهرا و حسن و حسین را

نیز بر آن بیفزایم؛ باری به سنگینیِ همۀ رنجی که در این آیۀ مبارکه نهفته

 است:

 لقد خلقنا الانسان فی کبد... آه چه رنجی!

________________________________________