سخنان مقام معظم رهبری

درخصوص نقاط قوت ونقاط ضعف نظام جمهوری اسلامی ایران

در اين سى و چند سال ما پيشرفتهائى داشتيم، ضعفها و نقصهائى هم داشتيم. پيشرفتهامان را بايد بشناسيم، ضعفهامان را هم بايد بشناسيم. اگر ضعفهاى خودمان را پنهان كنيم، نشناسيم، تجاهل كنيم، اين ضعفها خواهد ماند، نهادينه خواهد شد؛ برطرف نخواهد شد. همه‌ى نقاط قوّت و ضعف را بايد بدانيم.

مهمترين نقطه‌ى قوّت ما در اين سى و دو سه سال عبارت است از غلبه‌ى بر چالشها؛ اين خيلى مهم است.

يك نقطه‌ى قوّت ديگر در اين مدت، گسترش خدمات به ملت است، كماً و كيفاً.

 نقطه‌ى قوّت ديگر، پيشرفت علمى است. عزيزان من!

يكى ديگر از نقاط قوّت ما، پيشرفتهاى كشور در ايجاد زيرساختهاى فنى و مهندسى و صنعتى است.

 يكى ديگر از نقاط قوّت ما در اين مدت، انتقال ارزشهاى انقلاب به نسل دوم و سوم بود.

يكى ديگر از نقاط مثبت ما در اين مدت، ارتقاء جهش‌وار در اثرگذارى در مسائل عمده‌ى منطقه و مسائل جهان است.

 يكى ديگر از نقاط قوّت ما، بنيه‌ى قوى و ساخت محكم كشور و نظام در مواجهه‌ى با دشمنى‌هاست.

 يكى ديگر از نقاط قوّت ما، ارتقاء كمّى و كيفى مراكز علمى ماست؛ يعنى دانشگاه‌ها و حوزه‌هاى علميه.

من اين جمله را در ادامه‌ى نقاط قوّت عرض بكنم كه ملت ايران توجه داشته باشند همه‌ى اين پيشرفتهاى علمى و اجتماعى و فنى در شرائط تحريم اتفاق افتاده است؛ اين خيلى مهم است.

ما البته ضعفهائى هم داريم؛ اين ضعفها را بايستى از بين ببريم.

ضعفهاى ما خطرهائى است كه در سر راه ماست و در اين مدت وجود داشته است و بايد بعدها جلوى اينها را بگيريم.

اولين ضعف ما گرايش به دنياطلبى بود كه گريبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسئولين دچار دنياطلبى شديم، دچار ماديگرائى شديم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرايش، تشريفات و اشرافيگرى يواش يواش از قبح افتاد. وقتى ما اينجور شديم، اين سرريز ميشود به مردم. ميل به اشرافيگرى، ميل به تجمل، ميل به جمع ثروت و استفاده‌ى از ثروت به شكل نامشروع و نامطلوب، به طور طبيعى در خيلى از انسانها هست. وقتى ما خودمان را رها كرديم، ول كرديم، دچار شديم، اين سرريز ميشود به مردم؛ در مردم هم اين مسئله پيدا ميشود

 ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرف‌زدگى هستيم.

يكى ديگر از ضعفهاى ما اين است كه ما به موازات علم، به موازات پيشرفتهاى علمى، پيشرفت اخلاقى و تزكيه‌ى اخلاقى و نفسى پيدا نكرده‌ايم؛ اين عقب‌ماندگى است.

 در عدالت اجتماعى هنوز به نقطه‌ى مورد نظر اسلام - كه آرزوى خود ما بوده است - نرسيده‌ايم؛ اين هم از نقطه‌ضعفهاى ماست. اين ضعفها را بايستى جبران كنيم. اينها ضعفهائى است كه نميشود از آنها گذشت. هم مسئولين، هم آحاد مردم بايد احساس كنند وظيفه دارند اين ضعفها را برطرف كنند. ان‌شاءللَّه بايد از خداى متعال كمك بخواهيم و اين ضعفها را برطرف كنيم. و البته ميشود برطرف كرد؛ اينها بدون ترديد برطرف‌كردنى است.
 خب، به نظر من كارهائى كه بايد انجام بگيرد براى اينكه اين ضعفها برطرف شود:

در درجه‌ى اول اين نگاه به آينده است؛ در درجه‌ى اول مسئوليت‌پذيرى ماهاست. همه‌ى ما بايد احساس مسئوليت كنيم؛ بخصوص مسئولين كشور و خدمتگزاران مردم بايد احساس مسئوليت كنند. تقصيرها را گردن هم نيندازيم. اينجور نباشد كه اگر يك جا يك نقصى پيدا شد، مجلس بگويد تقصير دولت است، دولت بگويد تقصير مجلس است، آن يكى بگويد تقصير قوه‌ى قضائيه است؛ نه، حدود مشخص است. قانون اساسى خطوط را مشخص كرده است. وظائف همه معلوم است. رهبرى مسئوليت دارد، دولت مسئوليت دارد، مجلس مسئوليت دارد، قوه‌ى قضائيه مسئوليت دارد، نيروهاى نظامى مسئوليت دارند، دستگاه‌هاى اجرائى هر كدام مسئوليتهائى دارند؛ به گردن هم نيندازيم. اشكالى به وجود مى‌آيد، متوجه رهبرى است؛ رهبرى متواضعانه قبول كند كه اين اشكال متوجه اوست و سعى كند آن را برطرف كند. اين يكى از اساسى‌ترين كارهاست.
كار اصلى ديگر اين است كه از ارزشهاى اصولى نبايد غافل شد. سرگرم مسائل فرعى و فروع نشويم، از اصول غافل بمانيم. اين هم شرح مفصلى دارد.
حفظ اتحاد و همدلى، يكى ديگر از وظائف ماست. بارها عرض كرده‌ايم كه بين مسئولين بايد اتحاد و همدلى باشد. سه قوه و ديگران بايد با هم همدل باشند، همگام باشند، همدست باشند؛ ولو يك جاهائى اختلاف نظرهائى دارند. اختلاف نظر اشكالى ندارد؛ اما بايستى در جهتگيرى‌هاى نظام و كشور و انقلاب پشت به پشت يكديگر بدهند، دست يكديگر را محكم بفشرند و به پيش بروند؛ هم اينها، هم مردم با هم، هم مردم با مسئولين. اين اتحاد و همدلى، علاج قطعى بسيارى از مشكلاتى است كه در كشور وجود دارد.
 يكى از كارهاى اصلى كه بايد انجام بدهيم و همه بايد به آن توجه داشته باشيم، اين است كه فريب لبخند دشمن و وعده‌هاى دروغ جبهه‌ى دشمن را نخوريم. در اين سى سال، تجربه هم پيدا كرده‌ايم. گاهى به روى ما لبخند زدند. اوائل گاهى بعضى از ما باور ميكرديم. يواش يواش فهميديم پشت صحنه چيست. فريب لبخند دشمن را، فريب وعده‌هاى دروغ دشمن را نخوريم. جبهه‌ى قدرت مادى‌اى كه امروز بر دنيا مسلط است، راحت عهد ميشكند. بدون هيچ دغدغه‌اى عهدشكنى ميكنند، زير قولشان ميزنند، زير حرفشان ميزنند، نه از خدا خجالت ميكشند، نه از خلق خجالت ميكشند، نه از طرف مذاكره خجالت ميكشند؛ راحت دروغ ميگويند! من نمونه‌هاى زنده دارم - كه حالا در اينجا جاى بحثش نيست؛ شايد آن وقتى كه لازم باشد، عرض بكنم - همين اظهاراتى كه آمريكائى‌ها كردند، رئيس جمهور آمريكا كرد؛ نامه‌اى كه به ما نوشت، جوابى كه ما داديم؛ بعد عكس‌العمل و اقدامى كه آنها با مضمون آن نامه‌ها كردند. اينها يك روزى در اختيار افكار عمومى دنيا - آن وقتى كه لازم باشد - قرار خواهد گرفت؛ خواهند ديد كه اينها چه جورى‌اند، حرفشان چقدر اهميت و ارزش دارد، وعده‌شان چقدر ارزش دارد. بنابراين يكى از كارهاى اساسى ما اين است كه فريب لبخند و وعده‌ى دروغ اينها را نخوريم.
 يكى هم پرهيز از تنبلى و كم‌كارى است. كسالت، كم‌كارى و تنبلى، يك انسان را، يك خانواده را، يك كشور و يك ملت را تباه ميكند. همه بايد كار كنند؛ كار جهادى. اين كه ما امسال گفتيم جهاد اقتصادى، يعنى تحرك اقتصادى بايد جهادگونه باشد. خب، اين راجع به مسائل انقلاب. حرف زياد است، اما وقت كم است؛ به آن مسائل بعدى هم بايد برسم.