از نشانه های اخلاص

براى كسب اخلاص در اعمال اول بايد نسبت به تعريف اخلاص و مراحل آن شناخت پيدا كنيد. دوم اين كه مراحل اخلاص را به ترتيب مذكور رعايت كنيد و شب و روز مراقب باشيد تا كم‏كم به رعايت اخلاص عادت كنيد.
تعريف اخلاص: اخلاص ضد رياست و آن عبارت است از خالص ساختن قصد از غيرخدا و پرداختن نيت از ماسوى‏اللّه‏. (معراج‏السعاده، ملا احمد نراقى، بحث اخلاص)
پاره‏اى از ويژگى‏هاى مخلصين:
اول - انجام كار براى خدا: اين ويژگى از لابلاى تعريف اخلاص - مخصوصا با توجه به روايت پيش گفته - به دست مى‏آيد. در روايتى ديگر درباره همين ويژگى حضرت على(ع) مى‏فرمايند: «طوبى لمن اخلص للّه‏ عمله و علمه و حبه و بغضه، و اخذه و تركه، و كلامه و صمته و فعله و قوله؛ خوشا به حال كسى كه عمل و علم و حب و بغض و گرفتن و نگرفتن و سخن و سكوت و كردار و گفتارش (همه و همه را) براى خدا خالص گرداند»، (همان، روايت 4750).
دوم - انجام عبادت براى خدا: ويژگى اول شامل اين ويژگى هم مى‏شود ولى به جهت اهميت عبادات جداگانه به يادآورى نياز دارد زيرا عبادات اساسى‏ترين و مهمترين وسيله پرواز روح مى‏باشد ازاين‏رو اگر اخلاص در آن نباشد و ذره‏اى غير خدا و ريا در نيت باشد نه تنها پرواز روح نيست بلكه حرام و تمام عمل عبادى باطل مى‏گردد مانند آن نجاستى است كه اگر ذره‏اى از آن در يك ديگ بزرگ غذا باشد همه غذا را نجس مى‏كند به آن خاطر بحث زير لازم و ضرورى مى‏باشد.
اخلاص در عبادات چندين مرحله دارد:
1- پاكسازى عمل از ريا: ريا نيز بر چند قسم است:
الف) محض ريا يعنى عمل فقط و فقط براى نشان دادن به مردم انجام گيرد.
ب ) انضمام ريا يعنى انجام عملى كه هم در آن قصد قربت و هم قصد ريا و نشان دادن به مردم باشد.
ج ) ريا در بعضى از اجزاء عمل چه آن بعضى واجب باشد يا مستحب.
د ) ريا در مكان عمل گرچه خود عمل براى خدا باشد مثل خواندن نماز در صف اول جماعت كه انتخاب صف اول ريايى باشد.
ه ) ريا در زمان عمل گرچه خود عمل براى خدا باشد مثل خواندن نماز اول وقت كه انتخاب زمان اول وقت از روى ريا باشد.
و ) ريا در وصف عمل مثل خواندن نماز با تأنى و خشوع كه اين تأنى و خشوع از روى ريا باشد.
اگر تمام اين اقسام ريا نسبت به عمل عبادى (عملى كه در آن قصد قربت شرط است مثل نماز) باشد هم حرام و هم مبطل عمل است البته با اختلاف كمى در فتاوا، (عروة‏الوثقى، سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى، ج 1، ص 470 تا 472، بحث نيت نماز).
2- پاكسازى عمل از رياى بعد از عمل: گاهى عملى مخلصانه انجام مى‏گيرد ولى بعد از اتمام عمل صاحب عمل كارى مى‏كند و يا سخنى مى‏گويد كه به ديگران بفهماند فلان عمل را انجام داده‏ام اين نوع ريا گرچه مبطل عمل عبادى نيست، اخلاص را شائبه‏دار مى‏كند.
اين خوشايند نفسانى و چشم بر ستايش ديگران دوختن مذموم است در قسمتى از روايتى مى‏فرمايد: «... و يحرص فى كل امره على المحمدة...»، (ميزان‏الحكمه، روايت 6807).
يكى از علايم رياكار اين است كه در هر كارى حريص بر ستايش (شنيدن) ديگران است. ديگران او را مشغول به نماز مى‏بينند او در همان وسط عمل خوشحال مى‏شود و به خود مى‏بالد گرچه عجب را حرام شرعى و باطل‏كننده عمل نمى‏دانند.
بعد از انجام عمل: يعنى كسى بعد از عمل از اين كه ديگران بفهمند فلان عمل را انجام داده است خوشحال مى‏شود. اين قسم نيز مرحله‏اى از اخلاص را شائبه‏دار و آلوده مى‏سازد گرچه مثل قسم قبلى حرام شرعى و مبطل عمل نيست.
3- زهد قلبى: حضرت على(ع) مى‏فرمايند: «الزهد سجية المخلصين؛ زهد، خلق و خوى مخلصين است»، (ميزان‏الحكمه، ج 3، روايت 4789) و اين ويژگى بسيار بلند و بالاست كه از توان همت‏هاى معمولى بسى فراتر است و دست هر كسى به آن نخواهد رسيد زيرا زهد قلبى يعنى بى‏رغبتى دل نسبت به غير خدا اگر كسى به اين مقام رسيد فقير و غنى برايش يكى است. در اين مرحله انسان مخلص قلبش از رغبت به غير خدا خالص مى‏گردد و اين خود وقتى حاصل مى‏شود كه انسان يقين قلبى داشته باشد زيرا حضرت مى‏فرمايند: «اصل الزهد اليقين...؛ ريشه زهد يقين است»، (همان، ج 4، رويات 7725) و نيز مى‏فرمايند: «يستدل على اليقين بقصر الامل و اخلاص العمل والزهد فى الدنيا؛ سه چيز دليل بر يقين است: 1- آرزوى كوتاه، 2- اخلاص در عمل، 3- زهد در دنيا» يعنى هر كدام از اينها از يقين سرچشمه مى‏گيرد و يقين به قدرى گران و ناياب است كه امام صادق(ع) مى‏فرمايند: «ما اوتى الناس اقل من اليقين؛ چيزى كمتر از يقين به مردم داده نشده است»، (همان، روايت 22625)
بنابراين زهد فرع بر يقين است و داشتن يقين هم امرى است بسيار مشكل. تذكر اين نكته ضرورى است كه اين يقين آن يقين عرفى و معمولى رايج در زبان مردم نيست بلكه يك حال بلند معنوى و عرفانى است كه با سال‏ها رياضت شرعى حاصل مى‏شود. اين ويژگى سوم بلندترين ويژگى‏هاى مخلصين است كه خود نيز داراى مراتبى است. هر طالب كمالى بايد اين مراحل و ويژگى‏ها را در خود احيا كند تا در سايه اخلاص و بالا بردن ميزان آن به كمالات عالى انسانى برسد.
خطور فکر ريا يا خوشي آمدن از اين که کسي عمل او را ببيند تا مادامي که جامه عمل نپوشيده و آن عمل را انجام نداده مشکلي ندارد. گرچه بهتر است تلاشي کند تا اين افکار هم به قلبش خطور نکند زيرا حرام هم که نباشد ادامه آن آثار سوء را دارد.
اين که اگر کسي شما را مي ديد التماس دعا مي گفت في نفسه کار بدي نيست به شرطي که عجب و غرور در عبادات براي شما حاصل نشود خداوند از نيات ما آگاه است. براي چه ما دوست داريم ديگران کار ما را و عبادت ما را ببيند آيا بخاطر تشويق شدن آنها به عبادت است يا تحسين ما از اين ه آدم مؤمني هستيم و چه خوب نماز مي خوانيم نيت ها متفاوت است.
در نتيجه بايد تلاش کرد تا عبادت فقط براي رضاي خدا باشد بنده ضعيف که مثل ما است کاري از دست او بر نمي آيد که بخاطر خوشايند او کاري انجام دهيم.