کار جنونم به تماشا کشيده است
يک دو نفس لاأقل شکيب بياريد
با غم تو قلب من کنار نيامد
بغض هاي جمعه ام به کار نيامد
چشمها سپيد شد به راه عبورش
از گذر جاده ها سوار نيامد
یوسف رحیمی
در نفس باغ بوي پيرهنش نيست
يوسف شبهاي انتظار نيامد
نیست تاب عشق علی در دل دنیا
وارث طوفان ذوالفقار نيامد
دل ز همه جز تو گسستم که بيايي
دل به سر زلف تو بستم که بيايي
هر چه دويدم به حضورت نرسيدم
بر سر راه تو نشستم که بيايي
يا کبوتران نامه بر نپريدند
يا عريضه ها به حضورت نرسيدند
عاشقي از دوري تو مي رود از دست
از غم مهجوري تو مي رود از دست
ندبهی آدينه هم هواي تو دارد
شيون آئينه هم هواي تو دارد
بي تو زمين و زمان ثبات ندارد
بي تو جهان کشتي نجات ندارد
خيمهی سبزت پناه اهل جهان است
شانه تو تکيه گاه کون و مکان است
چشمهای تو چراغ راه دل ماست
هر نگاه تو پناهگاه دل ماست
می وزد از سمت جمکران خیالت
هر سحر جمعه آرزوی وصالت
چشمه زمزم شده ست چشم غریبم
هم نفس زمزمهی اشک زلالت
کاش شوم ميهمان خيمهی سبزت
يا کريم آسمان خيمهی سبزت
کوچه به کوچه شميم سيب بياريد
يا خبري از سوي حبيب بياريد
هم نفسان کوچه پر از عطر بهار است
مي دهد اين مژده را نسيم، قرار است
يوسف گمگشته به کنعان برسد باز...
و*************************
فرشتگان سما ائتلاف مي كردند
به گرد بستر نرگس طواف مي كردند
به زير سايه ي محراب سبز گهواره
پيمبران خدا اعتكاف مي كردند
و رودهاي بهشتي به اشك شوق ظهور
زلال آبي خود را مضاف مي كردند
تمام دوزخيان را ملائكه ز عذاب
به يمن خنده ي مهدي معاف مي كردند
قمررخان سماوات تيغ مژگان را
به محض ديدن پلكش غلاف مي كردند
پريوشان به كنار ضريح چشمانش
به زشت بودن خود اعتراف مي كردند
مقربان الهي براي ديدن او
خريدهاي كلان كلاف مي كردند
چقدر مردم عاشق كبوتر دل را
روانه سمت حوالي قاف مي كردند
سحر در اوج نگاهش، هزار اختر را
منجمان فرج اكتشاف مي كردند
و******************
تقصیر ماست غیبت طولانی شما
بغض گلو گرفته ی پنهانی شما
بر شوره زار معصیتم گریه می كنی
جانم فدای دیده ی بارانی شما
پرونده ام برای شما دردسر شده
وضع بدم،دلیل پریشانی شما
ای وای من! كه قلب شما را شكسته ام
آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟!
ای یوسف مدینه مرا هم حلال كن
« عفو و گذشت» سنت كنعانی شما
آیا حقیقت است كه اصلا شبیه نیست؟!
رفتار ما به رسم مسلمانی شما
ایران ما اگر چه بسی شاه دیده است!
چشم امید بسته به سلطانی شما
صدها هزار نوح و سلیمان نشسته اند
در انتظار منسب دربانی شما
عشاق شهر یكسره تعریف می كنند
از لحن و صوت مكی قرآنی شما
نشنیده یاد روضه ی گودال كرده ام
دل می برد تلاوت روحانی شما
این اشك روضه حال مرا خوب كرده است
رد خور نداشت، نسخه ی درمانی شما
« یا فارس الحجاز» برایم دعا كنید
درمانده است شاعر ایرانی شما