تدبیر و مجاهدت دو راهبرد اساسی در اداره کشور از نگاه رهبری
تدبیر و مجاهدت دو راهبرد اساسی در اداره کشور از نگاه رهبری
عالیترین مقام کشور، در این دیدار از بررسی چشم انداز آتی کشور و بررسی مسیر طی شده وضعیت کنونی کشور خبر دادند؛ طرح این موضوع به دو جهت مورد اهمیت است، نخست اینکه میتوان از آن به منزله الگویی علمی از برآورد وضعیت کشور در سطوح متعدد آن استفاده کرد و دیگر آنکه اهمیت این موضوع در روند طراحی استراتژیها و سیاست گذاریهای کلان کشور در بخشهای مختلف مشخص میشود
مقدمه
موضوعات و مطالبی که مقام معظم رهبری در مورد مسیر حرکتی نظام و وضع فعلی آن، در دیدار با مسئولین و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، مطرح داشتند، از لحاظ اهمیت ، بسیار مورد توجه بوده و لزوم بررسی آنها کاملا احساس میگردد :
1- در هر نظام سیاسی، هر کدام از مسئولان بلند پایه کشور یا کارگزاران، برای تببین و تشریح موقعیت کشور در بخش مورد نظر خودشان، از موقعیت و جایگاه خاص خود بدان توجه میکنند؛ این موضوع در حالتهای کلی باعث نوعی اختلاف نظر خواهد شد؛ اما دیدارهای موجود بین مسئولین مختلف نظام با سوابق کشوری و لشکری مختلف، در جهت جمعبندی راهبردی در سطوح عالی نظام در مورد موضوعات کلی کشور، زمینه را برای ایجاد اجماع میان مسئولان فراهم کرده، و باعث مشخص شدن سمت و سوی سیاست گذاری کشور میشود و در عین حال از بروز اختلاف نظر نیز جلوگیری میکند.
2- عالیترین مقام کشور، در این دیدار از بررسی چشم انداز آتی کشور و بررسی مسیر طی شده وضعیت کنونی کشور خبر دادند؛ طرح این موضوع به دو جهت مورد اهمیت است، نخست اینکه میتوان از آن به منزله الگویی علمی از برآورد وضعیت کشور در سطوح متعدد آن استفاده کرد و دیگر آنکه اهمیت این موضوع در روند طراحی استراتژیها و سیاست گذاریهای کلان کشور در بخشهای مختلف مشخص میشود. سعی شده است تا در این بررسی، تمامی عناصر معیار از لحاظ علمی و برآورد راهبردی، مسائلی همچون مطرح کردن ضعفها و تناسب بین آرمانها و واقعیات، بررسی وضعیت طی شده کشور تاکنون و لحاظ کردن واقعیتهای موجود کشور مد نظر قرار گرفته و با توجه به آن برآوردی از مسیر پیش روی کشور انجام گیرد.
3- در تمامی کشورهای مطرح و قدرتمند جهان، ارائه گزارش وضعیت کشور، امری متعارف و البته ضروری است که باعث میگردد پیوند مناسبی بین مردم و مسئولان کشور بوجود بیاید. سخنرانی یاد شده توسط مقام معظم رهبری نیز تنها برای مسئولان نظام مطرح نشده است و باعث شده تا نوعی پیوند مناسب بین مردم و مسئولان ایجاد گردد. در واقع این گزارشها به مردم کمک میکنند تا در جریان مسائل و احیاناً مشکلات کشورشان قرار بگیرند و البته متوجه شوند که مسئولان نظام بر مسائل جاری و آتی کشور اشراف دارند و برای حل این موضوعات و احیاناً مشکلات، در حال تدوین نقشه راهی مناسب در وضعیت آشفته کنونی جهان و منطقه هستند و سعی در پیشرفت مملکت خود دارند.
4- دشمنان اصلی نظام جمهوری اسلامی و انقلاب، در صددند تا با استفاده از هر راهی که میتوانند در کنار بوجود آوردن مشکلات متعدد برای آن، این کشور را از رسیدن به آرمانهای اصلی خود بازدارند؛ اما این سخنان سعی دارد تا پاسخی مناسب به افراد دهد و در کنار آن گزارش مبسوطی از وضعین نظام را ارائه دهد. در این فرمایشات مشخص گردید که تنها راه مناسب برای دوری از دشمنان و دامهای آنان، تدوین یک برآورد راهبردی است؛ پس بر آن شدیم تا ابتدا الگوی مفهومی مناسب و چارچوب مورد نظر سخنرانی مقام معظم رهبری را دریابیم :
برآورد راهبردی کشور از نگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالی)
در علوم سیاسی و روابط بین الملل، دو مکتب ایده آلیسم یا همان آرمانگرایی و رئالیسم یا همان واقع گرایی از مهمترین مکاتب و البته قدیمی ترین آنها به شمار میروند که در بیان مطالب و ایدهها معمولا به عنوان دو رقیب شناخته میشوند، به همین علت نمیتوان هر دو مکتب را در کنار هم بررسی کرد، زیرا به طور نمونه در مکتب رئالیسم، قدرت و منافع مورد بحث قرار گرفته و در آن به حفظ وضع موجود تکیه میشود ولی در مقابل، در بحث ایدهآلیسم، به مصالح بلند مدت در کنار منافع اشاره میشود و نسبت به روندها و اتفاقات آینده تحولات اجتماعی و سیاسی بحث میشود.
توجه به این موضوع ضروری به نظر میرسد که بدون نگاهی به آینده و نداشتن یک الگوی آرمانی مناسب، پیگیری و رسیدن به منافع ملی یک کشور امکان پذیر نمی باشد. اما باید این موضوع را نیز مدنظر قرار بدهیم که در کنار این موضوع، اگر به مشکلات، توانمندیها و واقعیات توجه نداشته باشیم، رسیدن به نتیجه هیچگاه میسر نخواهد بود. پس با توجه به دو مورد گفته شده، برقراری ارتباط مناسب و مرتبط کردن این دو دیدگاه با یکدیگر، مناسبترین تحلیل راهبردی به حساب آمده که البته چگونگی این برقراری ارتباط بسیار مهم است و باید حتماً راه درست را برای این امر انتخاب نمود.
برای اینکه بتوانیم همانند الگوی راهبردی بیان شده توسط مقام معظم رهبری از روش ترکیبی استفاده کنیم، باید در ابتدا در مورد هر کدام از این مکاتب به صورت تفکیک شده بحث کرد و سپس برای ایجاد یک رابطه بین آنها تلاش کنیم.
ایده آلیسم ( آرمانگرایی ) : نخستین نکته در الگوی مطرح شده ایشان، بحث این موضوع است که اساس آرمانها، توجه به واقعیتهاست. ایشان در سخنرانی خود فرمودند که : « آرمانها بدون توجه به واقعیتها و بدون ملاحظه ساز و کارهای منطقی و معقول رسیدن به آرمانها، خیال پردازی است.» برای تشریح این بحث باید به نکات گفته شده مقام معظم رهبری توجه داشته باشیم، طبق نظر ایشان، برای طراحی آرمانهای مورد نظر باید حتما به واقعیات نگاه شود؛ به طور کلی غیر ممکن است که انسان بدون نگاه به واقعیات موجود و در خلاء ، آرمانها را مطرح و برنامه ریزی کند؛ و البته اینکه طرح آرمانها نباید با رؤیا گرایی اشتباه شود.
در مورد نکته دوم میتوان به بحث ذهنیت و عینیت پرداخت. با برقراری رابطه مناسبی بین ذهن و عین، میتوان شناخت مناسبی نسبت به پیرامون انسان بدست آورد. همانگونه که در سخنرانی مقام معظم رهبری اشاره شد، عدم توجه به یکی از این دو موضوع بدون توجه به موضوع دیگر باعث بوجود آمدن لغزشها و اشتباهاتی میگردد، پس وجود موانع بین رابطه عین و ذهن باعث بروز خطا و مشکل در شناخت واقعی و دقیق از محیط پیرامون میشود. در دین اسلام نیز، برای درک این موضوع و طرح شناخت انسان از محیط اطراف، سعی شده است تا از تمثیل آینه استفاده شود؛ در واقع آرمانگرایی یا ایده آلیسم مورد نظر، واقعیات آتی جامعه هستند نه چیزی که فقط انسان آرزوی به دست آوردن آن را داشته باشد و در حسرت دستیابی بدان همیشه با سراب روبهرو باشد؛ در زمان به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی مسائلی چون « مردم سالاری دینی، استقلال سیاسی و اجتماعی، مدیریت مردم در امور سیاسی کشور، عزت ملی، زندگی ایمان مدار و دیندار» از جمله واقعیات نظام جمهوری اسلامی بود که به عنوان آرمانهای مورد نظر انتخاب شده بودند. اما تحقق این نسبی این آرمانها بعد از وقوع انقلاب اسلامی، نشان میدهد که رابطه مناسبی بین عین و ذهن در ساخت اولیه جمهوری اسلامی وجود داشته است و طراحی آن تنها بر اساس ذهنیات نبوده است.
واقع بینی : در تعریف رئالیسم میتوان از معنی استفاده کرد :
1- واقعیات را میتوان به عنوان ابزاری برای تحلیل موضوعات دیگر دانست، علت این امر نیز واضح و گویا بودن واقعیات در بدو امر است که نیازی به تحلیل ندارند. در واقع، واقعیات با تحلیل متفاوت بوده و فرق دارد، واقعیت را به راحتی میتوان دید ولی تحلیل نوعی برداشت خاص یا استنباط از واقعیات است؛ بنابراین، واقعیات در بدو امر آنقدر گویا هستند که برای درک آنها به تحلیل نیازی نیست؛ بلکه آنها تنها ابزارهای تحلیل برای موضوعات دیگرند.
2- به طور کلی، واقعیات محصور در زمان نیستند، یعنی مربوط به دورهای خاص نمیشوند و اساساً در خدمت و معطوف به آیندهاند که میتوان از آنها برای ساختن آینده استفاده کرد. یکی از دلایلی که مقام معظم رهبری نیز به استفاده از واقعگرایی در کنار ایدهآلیسم تاکید دارند، همین موضوع است. در واقع برای مسائل راهبردی باید آینده نگردی داشت که استفاده از این موضوع امری مهم و حیاتی است، و اگر از این مورد برای آینده نگری بهره ای برده نشود، تحقق نظام برآورد راهبردی به نتیجه نخواهد رسید. البته این موضوع را نیز باید بیان کرد که مقام معظم رهبری، در صحبتها و بیانات خود، از واژه واقع بینی به جای واژه متعارف واقع گرایی استفاده میکنند که دلیل آن، پرهیز از کاربرد نادرست آن در متون راهبردی است.
بنابر این با توجه به مسائل و تعاریف گفته شده از این مکتب، میتوان به این نتیجه رسید که ترکیبی از این دو نحله، میتواند به شکل دهی نظام برآورد راهبردی کمک شایانی کند. مقام معظم رهبری، در سخنرانی خود در این مورد، به جای استفاده از الفاظ تکراری و متعارف از ترکیب جدیدِ « تدبیر و مجاهدت » برای ترکیب این دو مکتب استفاده کردند. ایشان معتقدند که « درس بزرگ امام(ره) ترکیب آرمانخواهی و آرمانگرایی با واقع بینی» و حتی در جایی دیگر ایشان در مورد مسائل راهبردی فرمودند :« واقع بینی مشاهده واقعیات جامعه و جهان با آرمانگرایی و تعقیب آرمانها و آرزوهای بزرگ ملت ایران، هیچ گونه تنافی و تناظری ندارد»؛ پس میتوان از مجموع این مباحث به این نتیجه رسید که تاکید نا به جا بر یکی از ابعاد به تنهایی، و یا نبود تناسبی بین آرمانهای در نظر گرفته شده و واقعیتها، احتمال درک نادرست از اوضاع را ایجاد یا به خطاهای منطقی و لغزشهایی منجر شود که تمام اینها در نهایت ممکن است منجر به غافل گیری شود.4 نمونه از این لغزشها و خطاها که قبلاً هم بدان اشاره شد را مقام معظم رهبری اشاره کردند که همگی ناشی از عدم تناسب بین عین و ذهن در نظام برآورد راهبردی است.
الف) اشتباه در برآورد : این مشکل نیز دارای اهمیت زیادی است که جزء خطاهای رایج به شمار میرود، در واقع در این خطا، تصمیم گیرندگان سیاسی، از موارد ناخوشایند پرهیز کرده و بیشتر به دنبال واقعیاتی هستند که به نفعشان است یا آنها را دوست دارند، به همین دلیل از آنها تبلیغ کرده و به آن دامن میزنند. به معنای دیگر، آنها بخشی از واقعیت را میبینند و بخشهای دیگر را کنار میگذارند. ذکر این موضوع مورد اهمیت است که اصرار بر انجام این خطا و تداوم آن، به بروز اشتباهات مجدد و پی در پی منجر شده که اکثر این موارد به ناکامیهای بیشتر میانجامد.
ب) تحمل هزینه: « دست یافتن به آرمانها بدون دادن هزینه امکان پذیر نمیباشد » ؛ هر کشور برای رسیدن به منافع و مصالحش نیاز به طراحی راهبردهای خاص دارد که برای رسیدن به آرمانهای حیاتیاش، باید هزینه کند و هزینه بدهد. اما در این میان باید به این موضوع توجه کرد که این هزینهها همیشه در مورد هزینههای مالی صدق نمیکند، بلکه در مواقع حساس باید میان مصالح و منافع انتخابی صحیح صورت پذیرد و منافع و مصالح بزرگتر به منافع و مصالح کوچکتر ترجیح داده شوند و حتی در مواقعی منافع کوچکتر را برای رسیدن به منافع حیاتی قربانی کرد. « دست یافتن به آرمانها، بدون دادن هزینه امکان پذیر نیست »
ج)واقعیت ذهنی : در این مورد، طراحان استراتژی به علت اینکه واقعیت مد نظر «بازنمایی و ساخته » میشود، دچار خطای راهبردی میشوند، که به مرور زمان همین خطاها باعث دور ماندن از آرمانهای اصلی شده و ارتباط کلی بین مبدا و مقصد قطع میگردد.
د) خطا در محاسبات نقاط قوت و ضعف خود و دشمن : ارزش و اهمیت این خطا از آنجا مشخص می شود که هرگونه اشتباه یا خطا، منجر به انزوای خود خواسته میشود. این اشتباه، اصولا در برآورد نقاط قوت و ضعف خود و دشمن است که در واقع یکی از مسائل حساس و دقیق در الگوی تخمین راهبردی محسوب میگردد.
بررسی این چهار خطا به ما نشان میدهد که دشمنان نظام و سایر کشورها، سعی در انجام عملیات روانی عیله کشور ما دارند و تلاش میکنند تا ما را در حالت ضعف قرار دهند، و با استفاده از قدرت رسانهای خود، واقعیت را آنچنان که میخواهند به ما القا کنند تا در رویارویی ممکن، مقاومت ما کاهش پیدا کند. در واقع این خطاها مسیر بین آرمان و واقعیت را مخدوش میکند.
ایران و واقعیات حال حاضر
مقام معظم رهبری، بر ارزیابی واقعی و دور از خطاهای منطقی در شناخت واقعیات که ضرورتی انکار ناپذیر است تاکید اساسی دارند. اهمیت واقعیتها این چنین مشخص میشود که از یک سو به آینده معطوف میشود و از سویی دیگر در گذشتهها ریشه دارد. مطالب زیر، همگی بیانات مقام معظم رهبری است که رو به سوی آینده دارد در حالیکه از گذشته میآید.
- این یک واقعیت انکار ناپذیر است که ما در شرایط تحریم و فشار خارجی قدرتهای بزرگ هستیم و این تهدیدات و فشارها یکی از واقعیت امروز است. ولی باید این موضوع را اذعان کرد این دشمنان همه جامعه جهانی نیستند بلکه باید گفت « چند دولت زورگو هستند که باید اذعان کرد که رسانههای قوی دارند. قدرت رسانههای غرب، باعث شده تا چند کشور زورگو، به عنوان جامعه جهانی خود را معرفی میکنند.» کشورهای غربی خود میدانند که علت اصلی فشار و تحریمها ، بیشتر بهانهای است برای توجیه عملکرد خود و الا مسئله هستهای و حقوق بشر ملاک نیست. چون تمام دنیا از طریق اسناد بینالمللی دیدهاند که ایران هیچ انحرافی به سمت سلاح هستهای نداشته و ندارد. کشورهای زورگو از این موضوع به منزله اهرم فشار علیه ایران استفاده کنند. پس به راحتی میتوان متوجه شد که : « هدف اصل انقلاب و نظام اسلامی است. جمهوری اسلامی ایران نقطه کانونی بیداری اسلامی است؛ میخواهند به جمهوری اسلامی ضربه وارد کنند و این را عربتی قرار بدهند برای دیگران، انگیزه واقعی این است. این هم یک واقعیت است.»
- پایداری و استواری نظام جمهوری اسلامی، داغ بدی بر نظام سلطه و غرب به شمار میرود؛ این یک واقعیت است و باید قبول کرد با وجود تمام فشارها و تحریمها، جمهوری اسلامی از موانع سخت گذر کرده است. موضوع مورد اهمیت در این جریان، این است که دشمنان کشور نتوانستند به رغم تمام این فشارها موفقیتی به دست آورند.
- امروزه شیوههای ایجاد تهدید علیه انقلاب اسلامی روز به روز پیچیدهتر میشود، چالشهای امروز همانند، ترور، جنگ، نوع تحریم و محاصره، ناآرامی و جنگ مسائل مسائل و چالشهای جدیدی نیستند. « امروز همانند زمان جنگ جرات ضربه زدن به انقلاب را ندارند.» البته در کنار این موضوع، باید به این واقعیت نیز توجه کرد که ایران امروز نسبت به دیروز قویتر شده است.
- کشورهای اروپایی و غربی، روز به روز در منطقه ، موقعیت نازلتری پیدا میکنند و برعکس نظام جمهوری اسلامی ایران، آنان از نظر درونی دچار بحران شدیدی هستند. «مشکلات اقتصادی و بحران اقتصادی اروپا با مشکلاتی که ما احیاناً دچارش میشویم، متفاوت است. مشکلات ما مثل مشکلات یک گروه کوهنورد است که دارد در راهی حرکت میکند، راه سختی است و البته مشکلاتی دارد؛ گاهی آب میخواهد ، گاهی غذا میخواهد ، گاهی مشکلات دارند، گاهی به یک مانعی برخورد میکنند؛ اما دارند به طرف بالا میروند، مشکلات ما از این قبیل است. مشکلات اروپاییها مثل اتوبوسی است که زیر بهمن گیر کرده، سالها خودشان بدون اینکه بدانند مقدمات این مشکل را فراهم کردند. این فاصلههای طبقاتی، این غلبه ساز و کار ربا در مسائل مادی، این تقویت زورمندان مادی، این نفوذپذیری از صهیونستهای پول پرست و مال پرست، آنها را دچار مشکلاتی کرده؛ این بهمنی است که روی سرشان افتاده؛ بنابراین مشکلات آنها با مشکلات ما خیلی متفاوت است.این هم یک واقعیت است»
- افزایش روز افزون توان فرهنگی، سیاسی ، اجتماعی و علمی کشور ایران، گواه این موضوع است که جمهوری اسلامی ایران، الگو ساز دنیای اسلام است؛ پیشرفت ایران در این شرایط تحریم، واقعیتی است که نا دیده گرفتن آن بر تمام روندهای پیش رو تاثیر میگذارد.
- دشمنان، همگی منتظر لحظهای عقب نشینی ایران هستند، که این عمل یا حتی هرگونه انعطاف برابر دشمن، مساوی با عقب نشینی است. پس در این شرایط بهترین راه، استفاده از استراتژی « تهدید در برابر تهدید » است و باید پذیرفت که عقب نشینی باعث گستاخی دشمن میشود و همیشه در مقابل تهدید نباید دفاع کرد.
نتیجه گیری
اینکه آینده کشور به طور حتم دارای چالشهای فراوانی خواهد بود غیر قابل انکار است که البته برای عبور از تمامی این چالشها راه حلهای مناسبی وجود دارد. یکی از مهمترین دلایلی که مقام معظم رهبری شرایط کنونی کشور را شرایط بدر و خیبر دانستهاند، این است که ایشان در مورد شرایط موجود معتقدند که کشور در راه اصلی انقلاب قرار دارد و در مسیر پیشرفت و عدالت با سرعتی مناسب در حال حرکت است. همیشه و در همهی شرایط، خوف و رجا توأم با هم است، به همین دلیل شاهد بر درست بودن مسیر انقلاب، همین شرایط امیدبخش و البته تداوم فشار دشمنان انقلاب است. اگر نظام جمهوری اسلامی، توسط چالشهای پیشروی خود با هر مشکلی روبرو شود، به هیچ وجه نمی توان دورنمای حرکت را به بن بست کشاند یا حرکت قطار انقلاب را متوقف کرد.
از میان چالشهای موجود، توجه به چالشهای فرضی و واقعی از سایرین مهمتر است. در مورد چالشهای فرضی، میتوان گفت این نوع چالش بیشتر ساختگی و تصوری است. درگیریهای بیهوده و بی دلیل مسئولان کشور در دوره اخیر، که به سرعت در جامعه و رسانهها پخش شد، سوای غیر واقعی بودنشان، به جز اینکه به اتحاد ملی کشور ضربه میزند و برای رسانههای خارجی و دشمن انقلاب، خوراک فراهم میکند، هیچ نفعی برای کشور ندارند. این درگیریها و اختلافات باعث میشود تا دیگران وضعیت کشور را آشفته توصیف کرده و به گونهای این مطالب را منعکس کنند که گویا اوضاع داخلی کشور بشدت نا مناسب است. به همین دلایل ، مقام معظم رهبری، در سخنرانی اخیر خود با مسئولان و کارگزاران، که یکی از دلایل برگزاری آن نیز همین موضوع بوده است، بر جلوگیری از این لغزشها و خطاها تاکید کردند.
اما، مسئله مهم و چالش بر انگیز برای نظام، بحث اقتصادی است. « اقتصاد کشور ما برای آنها نقطه مهمی است، هدف دشمن این بود که بر روی اقتصاد متمرکز شود، به رشد ملی لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعاً رفاه ملی دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشکل شوند دلزده بشوند، از نظام اسلامی جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادی دشمن این است.» شعارهایی که برای سالهای اخیر، از طرف مقام معظم رهبری انتخاب شدهاند، دلیل بر دغدغه اصلی ایشان است.
با توجه به اینکه مشکلات اصلی کشور مشخص شده و دشمنان نظام سعی دارند با تا غافلگیری اقتصادی، ایران را در وضعیتی نا مساعد قرار دهند، رهبر معظم انقلاب با طرح راه حلی با نام « اقتصاد مقاومتی »، سعی دارند تا نگذارند نظام سیاسی با غافل گیری اقتصادی مواجه شود و بتواند با سربلندی از فشارها و تحریمها بیرون بیاید. از دیدگاه ایشان، مهمترین شاخصهای این نوع اقتصاد: مدیریت مصرف، کاهش وابستگی به نفت، مردمی کردن اقتصاد، استفاده از تولید داخلی، حرکت بر اساس برنامه، استفاده حداکثری از زمان، منابع و امکانات و هدفمند کردن رایانهها میباشد.
با توجه به مطالب گفته شده، با نگاهی گذرا متوجه میشویم که برای رسیدن به شاخصهای بیان شده از دیدگاه مقام معظم رهبری، که همگی به نوعی در چارچوب سال عدالت و پیشرفت قرار دارند، نیازمند برنامههایی میان مدت و بلند مدت چند دههای هستیم که با این تعاریف، رسیدن به اقتصاد مقاومتی نوعی آرمان محسوب میشود که میتواند در آینده نظام را در مقابل تهدیدات واکسینه کند؛ بنابراین، چون این آرمان بر واقعیات موجود تکیه دارد، برای آن میتوان آیندهای روشن را ترسیم کرد. به این ترتیب، نقطه نفوذ کشور در آینده، میتواند به سکوی پرتاب آرمانهای بلند دیگر انقلاب بدل خواهد شد؛ در واقع این مهمترین وجه راهبردی استراتژی مقاومتی است. در پایان ذکر قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در این مورد ضروری به نظر میرسد : « توانایی و ظرفیت ملت ایران در حفظ انقلاب و پاسداری انقلاب عظمت و اهمیتی دارد که شاید بشود گفت از اهمیت خود اصل انقلاب کمتر نیست».
منبع:سایت وزارت اطلاعات