تدبیر و مجاهدت دو راهبرد اساسی در اداره کشور از نگاه رهبری

عالی‏ترین مقام کشور، در این دیدار از بررسی چشم انداز آتی کشور و بررسی مسیر طی شده وضعیت کنونی کشور خبر دادند؛ طرح این موضوع به دو جهت مورد اهمیت است، نخست این‏که می‏توان از آن به منزله الگویی علمی از برآورد وضعیت کشور در سطوح متعدد آن استفاده کرد و دیگر آن‏که اهمیت این موضوع در روند طراحی استراتژی‏ها ‏و سیاست گذاری‏های ‏کلان کشور در بخش‏های ‏مختلف مشخص می‏شود

مقدمه
موضوعات و مطالبی که مقام معظم رهبری در مورد مسیر حرکتی نظام و وضع فعلی آن، در دیدار با مسئولین و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، مطرح داشتند، از لحاظ اهمیت ، بسیار مورد توجه بوده و لزوم بررسی آن‏ها کاملا احساس می‏گردد :
1- در هر نظام سیاسی، هر کدام از مسئولان بلند پایه کشور یا کارگزاران، برای تببین و تشریح موقعیت کشور در بخش مورد نظر خودشان، از موقعیت و جایگاه خاص خود بدان توجه می‏کنند؛ این موضوع در حالت‏های ‏کلی باعث نوعی اختلاف نظر خواهد شد؛ اما دیدار‏های ‏موجود بین مسئولین مختلف نظام با سوابق کشوری و لشکری مختلف، در جهت جمع‏بندی راهبردی در سطوح عالی نظام در مورد موضوعات کلی کشور، زمینه را برای ایجاد اجماع میان مسئولان فراهم کرده، و باعث مشخص شدن سمت و سوی سیاست گذاری کشور می‏شود و در عین حال از بروز اختلاف نظر نیز جلوگیری می‏کند.
2- عالی‏ترین مقام کشور، در این دیدار از بررسی چشم انداز آتی کشور و بررسی مسیر طی شده وضعیت کنونی کشور خبر دادند؛ طرح این موضوع به دو جهت مورد اهمیت است، نخست این‏که می‏توان از آن به منزله الگویی علمی از برآورد وضعیت کشور در سطوح متعدد آن استفاده کرد و دیگر آن‏که اهمیت این موضوع در روند طراحی استراتژی‏ها ‏و سیاست گذاری‏های ‏کلان کشور در بخش‏های ‏مختلف مشخص می‏شود. سعی شده است تا در این بررسی، تمامی عناصر معیار از لحاظ علمی و برآورد راهبردی، مسائلی همچون مطرح کردن ضعف‏ها ‏و تناسب بین آرمان‏ها و واقعیات، بررسی وضعیت طی شده کشور تاکنون و لحاظ کردن واقعیت‏های ‏موجود کشور مد نظر قرار گرفته و با توجه به آن برآوردی از مسیر پیش روی کشور انجام گیرد.
3- در تمامی کشورهای مطرح و قدرتمند جهان، ارائه گزارش وضعیت کشور، امری متعارف و البته ضروری است که باعث می‏گردد پیوند مناسبی بین مردم و مسئولان کشور بوجود بیاید. سخنرانی یاد شده توسط مقام معظم رهبری نیز تنها برای مسئولان نظام مطرح نشده است و باعث شده تا نوعی پیوند مناسب بین مردم و مسئولان ایجاد گردد. در واقع این گزارش‏ها ‏به مردم کمک می‏کنند تا در جریان مسائل و احیاناً مشکلات کشورشان قرار بگیرند و البته متوجه شوند که مسئولان نظام بر مسائل جاری و آتی کشور اشراف دارند و برای حل این موضوعات و احیاناً مشکلات، در حال تدوین نقشه راهی مناسب در وضعیت آشفته کنونی جهان و منطقه هستند و سعی در پیشرفت مملکت خود دارند.
4- دشمنان اصلی نظام جمهوری اسلامی و انقلاب، در صددند تا با استفاده از هر راهی که می‏توانند در کنار بوجود آوردن مشکلات متعدد برای آن، این کشور را از رسیدن به آرمان‏های اصلی خود بازدارند؛ اما این سخنان سعی دارد تا پاسخی مناسب به افراد دهد و در کنار آن گزارش مبسوطی از وضعین نظام را ارائه دهد. در این فرمایشات مشخص گردید که تنها راه مناسب برای دوری از دشمنان و دام‏های ‏آنان، تدوین یک برآورد راهبردی است؛ پس بر آن شدیم تا ابتدا الگوی مفهومی مناسب و چارچوب مورد نظر سخنرانی مقام معظم رهبری را دریابیم :


برآورد راهبردی کشور از نگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالی)
در علوم سیاسی و روابط بین الملل، دو مکتب ایده آلیسم یا همان آرمانگرایی و رئالیسم یا همان واقع گرایی از مهم‏ترین مکاتب و البته قدیمی ترین آن‏ها به شمار می‏روند که در بیان مطالب و ایده‏ها ‏معمولا به عنوان دو رقیب شناخته می‏شوند، به همین علت نمی‏توان هر دو مکتب را در کنار هم بررسی کرد، زیرا به طور نمونه در مکتب رئالیسم، قدرت و منافع مورد بحث قرار گرفته و در آن به حفظ وضع موجود تکیه می‏شود ولی در مقابل، در بحث ایده‏آلیسم، به مصالح بلند مدت در کنار منافع اشاره می‏شود و نسبت به روندها و اتفاقات آینده تحولات اجتماعی و سیاسی بحث می‏شود.
توجه به این موضوع ضروری به نظر می‏رسد که بدون نگاهی به آینده و نداشتن یک الگوی آرمانی مناسب، پیگیری و رسیدن به منافع ملی یک کشور امکان پذیر نمی باشد. اما باید این موضوع را نیز مدنظر قرار بدهیم که در کنار این موضوع، اگر به مشکلات، توانمندی‏ها ‏و واقعیات توجه نداشته باشیم، رسیدن به نتیجه هیچ‏گاه میسر نخواهد بود. پس با توجه به دو مورد گفته شده، برقراری ارتباط مناسب و مرتبط کردن این دو دیدگاه با یک‏دیگر، مناسب‏ترین تحلیل راهبردی به حساب آمده که البته چگونگی این برقراری ارتباط بسیار مهم است و باید حتماً راه درست را برای این امر انتخاب نمود.
برای این‏که بتوانیم همانند الگوی راهبردی بیان شده توسط مقام معظم رهبری از روش ترکیبی استفاده کنیم، باید در ابتدا در مورد هر کدام از این مکاتب به صورت تفکیک شده بحث کرد و سپس برای ایجاد یک رابطه بین آن‏ها تلاش کنیم.
ایده آلیسم ( آرمانگرایی ) : نخستین نکته در الگوی مطرح شده ایشان، بحث این موضوع است که اساس آرمان‏ها، توجه به واقعیت‏هاست. ایشان در سخنرانی خود فرمودند که : « آرمان‏ها بدون توجه به واقعیت‏ها ‏و بدون ملاحظه ساز و کارهای منطقی و معقول رسیدن به آرمان‏ها، خیال پردازی است.» برای تشریح این بحث باید به نکات گفته شده مقام معظم رهبری توجه داشته باشیم، طبق نظر ایشان، برای طراحی آرمان‏های مورد نظر باید حتما به واقعیات نگاه شود؛ به طور کلی غیر ممکن است که انسان بدون نگاه به واقعیات موجود و در خلاء ، آرمان‏ها را مطرح و برنامه ریزی کند؛ و البته این‏که طرح آرمان‏ها نباید با رؤیا گرایی اشتباه شود.
در مورد نکته دوم می‏توان به بحث ذهنیت و عینیت پرداخت. با برقراری رابطه مناسبی بین ذهن و عین، می‏توان شناخت مناسبی نسبت به پیرامون انسان بدست آورد. همان‏گونه که در سخنرانی مقام معظم رهبری اشاره شد، عدم توجه به یکی از این دو موضوع بدون توجه به موضوع دیگر باعث بوجود آمدن لغزش‏ها ‏و اشتباهاتی می‏گردد، پس وجود موانع بین رابطه عین و ذهن باعث بروز خطا و مشکل در شناخت واقعی و دقیق از محیط پیرامون می‏شود. در دین اسلام نیز، برای درک این موضوع و طرح شناخت انسان از محیط اطراف، سعی شده است تا از تمثیل آینه استفاده شود؛ در واقع آرمانگرایی یا ایده آلیسم مورد نظر، واقعیات آتی جامعه هستند نه چیزی که فقط انسان آرزوی به دست آوردن آن را داشته باشد و در حسرت دست‏یابی بدان همیشه با سراب روبه‏رو باشد؛ در زمان به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی مسائلی چون « مردم سالاری دینی، استقلال سیاسی و اجتماعی، مدیریت مردم در امور سیاسی کشور، عزت ملی، زندگی ایمان مدار و دیندار» از جمله واقعیات نظام جمهوری اسلامی بود که به عنوان آرمان‏های مورد نظر انتخاب شده بودند. اما تحقق این نسبی این آرمان‏ها بعد از وقوع انقلاب اسلامی، نشان می‏دهد که رابطه مناسبی بین عین و ذهن در ساخت اولیه جمهوری اسلامی وجود داشته است و طراحی آن تنها بر اساس ذهنیات نبوده است.
واقع بینی : در تعریف رئالیسم می‏توان از معنی استفاده کرد :
1- واقعیات را می‏توان به عنوان ابزاری برای تحلیل موضوعات دیگر دانست، علت این امر نیز واضح و گویا بودن واقعیات در بدو امر است که نیازی به تحلیل ندارند. در واقع، واقعیات با تحلیل متفاوت بوده و فرق دارد، واقعیت را به راحتی می‏توان دید ولی تحلیل نوعی برداشت خاص یا استنباط از واقعیات است؛ بنابراین، واقعیات در بدو امر آنقدر گویا هستند که برای درک آن‏ها به تحلیل نیازی نیست؛ بلکه آن‏ها تنها ابزارهای تحلیل برای موضوعات دیگرند.
2- به طور کلی، واقعیات محصور در زمان نیستند، یعنی مربوط به دوره‏ای خاص نمی‏شوند و اساساً در خدمت و معطوف به آینده‏اند که می‏توان از آن‏ها برای ساختن آینده استفاده کرد. یکی از دلایلی که مقام معظم رهبری نیز به استفاده از واقع‏گرایی در کنار ایده‏آلیسم تاکید دارند، همین موضوع است. در واقع برای مسائل راهبردی باید آینده نگردی داشت که استفاده از این موضوع امری مهم و حیاتی است، و اگر از این مورد برای آینده نگری بهره ای برده نشود، تحقق نظام برآورد راهبردی به نتیجه نخواهد رسید. البته این موضوع را نیز باید بیان کرد که مقام معظم رهبری، در صحبت‏ها ‏و بیانات خود، از واژه واقع بینی به جای واژه متعارف واقع گرایی استفاده می‏کنند که دلیل آن، پرهیز از کاربرد نادرست آن در متون راهبردی است.
بنابر این با توجه به مسائل و تعاریف گفته شده از این مکتب، می‏توان به این نتیجه رسید که ترکیبی از این دو نحله، می‏تواند به شکل دهی نظام برآورد راهبردی کمک شایانی کند. مقام معظم رهبری، در سخنرانی خود در این مورد، به جای استفاده از الفاظ تکراری و متعارف از ترکیب جدیدِ « تدبیر و مجاهدت » برای ترکیب این دو مکتب استفاده کردند. ایشان معتقدند که « درس بزرگ امام(ره) ترکیب آرمانخواهی و آرمانگرایی با واقع بینی» و حتی در جایی دیگر ایشان در مورد مسائل راهبردی فرمودند :« واقع بینی مشاهده واقعیات جامعه و جهان با آرمانگرایی و تعقیب آرمان‏ها و آرزوهای بزرگ ملت ایران، هیچ گونه تنافی و تناظری ندارد»؛ پس می‏توان از مجموع این مباحث به این نتیجه رسید که تاکید نا به جا بر یکی از ابعاد به تنهایی، و یا نبود تناسبی بین آرمان‏های در نظر گرفته شده و واقعیت‏ها، احتمال درک نادرست از اوضاع را ایجاد یا به خطاهای منطقی و لغزش‏هایی منجر شود که تمام این‏ها در نهایت ممکن است منجر به غافل گیری شود.4 نمونه از این لغزش‏ها ‏و خطاها که قبلاً هم بدان اشاره شد را مقام معظم رهبری اشاره کردند که همگی ناشی از عدم تناسب بین عین و ذهن در نظام برآورد راهبردی است.
الف) اشتباه در برآورد : این مشکل نیز دارای اهمیت زیادی است که جزء خطاهای رایج به شمار می‏رود، در واقع در این خطا، تصمیم گیرندگان سیاسی، از موارد ناخوشایند پرهیز کرده و بیش‏تر به دنبال واقعیاتی هستند که به نفعشان است یا آن‏ها را دوست دارند، به همین دلیل از آن‏ها تبلیغ کرده و به آن دامن می‏زنند. به معنای دیگر، آن‏ها بخشی از واقعیت را می‏بینند و بخش‏های ‏دیگر را کنار می‏گذارند. ذکر این موضوع مورد اهمیت است که اصرار بر انجام این خطا و تداوم آن، به بروز اشتباهات مجدد و پی در پی منجر شده که اکثر این موارد به ناکامی‏های بیش‏تر می‏انجامد.
ب) تحمل هزینه: « دست یافتن به آرمان‏ها بدون دادن هزینه امکان پذیر نمی‏باشد » ؛ هر کشور برای رسیدن به منافع و مصالحش نیاز به طراحی راهبردهای خاص دارد که برای رسیدن به آرمان‏های حیاتی‏اش، باید هزینه کند و هزینه بدهد. اما در این میان باید به این موضوع توجه کرد که این هزینه‏ها ‏همیشه در مورد هزینه‏های ‏مالی صدق نمی‏کند، بلکه در مواقع حساس باید میان مصالح و منافع انتخابی صحیح صورت پذیرد و منافع و مصالح بزرگ‏تر به منافع و مصالح کوچک‏تر ترجیح داده شوند و حتی در مواقعی منافع کوچک‏تر را برای رسیدن به منافع حیاتی قربانی کرد. « دست یافتن به آرمان‏ها، بدون دادن هزینه امکان پذیر نیست »
ج)واقعیت ذهنی : در این مورد، طراحان استراتژی به علت این‏که واقعیت مد نظر «بازنمایی و ساخته » می‏شود، دچار خطای راهبردی می‏شوند، که به مرور زمان همین خطاها باعث دور ماندن از آرمان‏های اصلی شده و ارتباط کلی بین مبدا و مقصد قطع می‏گردد.
د) خطا در محاسبات نقاط قوت و ضعف خود و دشمن : ارزش و اهمیت این خطا از آن‏جا مشخص می‏ شود که هرگونه اشتباه یا خطا، منجر به انزوای خود خواسته می‏شود. این اشتباه، اصولا در برآورد نقاط قوت و ضعف خود و دشمن است که در واقع یکی از مسائل حساس و دقیق در الگوی تخمین راهبردی محسوب می‏گردد.
بررسی این چهار خطا به ما نشان می‏دهد که دشمنان نظام و سایر کشورها، سعی در انجام عملیات روانی عیله کشور ما دارند و تلاش می‏کنند تا ما را در حالت ضعف قرار دهند، و با استفاده از قدرت رسانه‏ای خود، واقعیت را آن‏چنان که می‏خواهند به ما القا کنند تا در رویارویی ممکن، مقاومت ما کاهش پیدا کند. در واقع این خطاها مسیر بین آرمان و واقعیت را مخدوش می‏کند.


ایران و واقعیات حال حاضر
مقام معظم رهبری، بر ارزیابی واقعی و دور از خطاهای منطقی در شناخت واقعیات که ضرورتی انکار ناپذیر است تاکید اساسی دارند. اهمیت واقعیت‏ها ‏این چنین مشخص می‏شود که از یک سو به آینده معطوف می‏شود و از سویی دیگر در گذشته‏ها ‏ریشه دارد. مطالب زیر، همگی بیانات مقام معظم رهبری است که رو به سوی آینده دارد در حالی‏که از گذشته می‏آید.
- این یک واقعیت انکار ناپذیر است که ما در شرایط تحریم و فشار خارجی قدرت‏های ‏بزرگ هستیم و این تهدیدات و فشار‏ها ‏یکی از واقعیت امروز است. ولی باید این موضوع را اذعان کرد این دشمنان همه جامعه جهانی نیستند بلکه باید گفت « چند دولت زورگو هستند که باید اذعان کرد که رسانه‏های ‏قوی دارند. قدرت رسانه‏های ‏غرب، باعث شده تا چند کشور زورگو، به عنوان جامعه جهانی خود را معرفی می‏کنند.» کشورهای غربی خود می‏دانند که علت اصلی فشار و تحریم‏ها ‏، بیش‏تر بهانه‏ای است برای توجیه عمل‏کرد خود و الا مسئله هسته‏ای و حقوق بشر ملاک نیست. چون تمام دنیا از طریق اسناد بین‏المللی دیده‏اند که ایران هیچ انحرافی به سمت سلاح هسته‏ای نداشته و ندارد. کشورهای زورگو از این موضوع به منزله اهرم فشار علیه ایران استفاده کنند. پس به راحتی می‏توان متوجه شد که : « هدف اصل انقلاب و نظام اسلامی است. جمهوری اسلامی ایران نقطه کانونی بیداری اسلامی است؛ می‏خواهند به جمهوری اسلامی ضربه وارد کنند و این را عربتی قرار بدهند برای دیگران، انگیزه واقعی این است. این هم یک واقعیت است.»
- پایداری و استواری نظام جمهوری اسلامی، داغ بدی بر نظام سلطه و غرب به شمار می‏رود؛ این یک واقعیت است و باید قبول کرد با وجود تمام فشارها و تحریم‏ها، جمهوری اسلامی از موانع سخت گذر کرده است. موضوع مورد اهمیت در این جریان، این است که دشمنان کشور نتوانستند به رغم تمام این فشارها موفقیتی به دست آورند.
- امروزه شیوه‏های ‏ایجاد تهدید علیه انقلاب اسلامی روز به روز پیچیده‏تر می‏شود، چالش‏های ‏امروز همانند، ترور، جنگ، نوع تحریم و محاصره، ناآرامی و جنگ مسائل مسائل و چالش‏های ‏جدیدی نیستند. « امروز همانند زمان جنگ جرات ضربه زدن به انقلاب را ندارند.» البته در کنار این موضوع، باید به این واقعیت نیز توجه کرد که ایران امروز نسبت به دیروز قوی‏تر شده است.
- کشورهای اروپایی و غربی، روز به روز در منطقه ، موقعیت نازل‏تری پیدا می‏کنند و برعکس نظام جمهوری اسلامی ایران، آنان از نظر درونی دچار بحران شدیدی هستند. «مشکلات اقتصادی و بحران اقتصادی اروپا با مشکلاتی که ما احیاناً دچارش می‏شویم، متفاوت است. مشکلات ما مثل مشکلات یک گروه کوهنورد است که دارد در راهی حرکت می‏کند، راه سختی است و البته مشکلاتی دارد؛ گاهی آب می‏خواهد ، گاهی غذا می‏خواهد ، گاهی مشکلات دارند، گاهی به یک مانعی برخورد می‏کنند؛ اما دارند به طرف بالا می‏روند، مشکلات ما از این قبیل است. مشکلات اروپایی‏ها ‏مثل اتوبوسی است که زیر بهمن گیر کرده، سال‏ها خودشان بدون این‏که بدانند مقدمات این مشکل را فراهم کردند. این فاصله‏های ‏طبقاتی، این غلبه ساز و کار ربا در مسائل مادی، این تقویت زورمندان مادی، این نفوذپذیری از صهیونست‏های ‏پول پرست و مال پرست، آن‏ها را دچار مشکلاتی کرده؛ این بهمنی است که روی سرشان افتاده؛ بنابراین مشکلات آن‏ها با مشکلات ما خیلی متفاوت است.این هم یک واقعیت است»
- افزایش روز افزون توان فرهنگی، سیاسی ، اجتماعی و علمی کشور ایران، گواه این موضوع است که جمهوری اسلامی ایران، الگو ساز دنیای اسلام است؛ پیشرفت ایران در این شرایط تحریم، واقعیتی است که نا دیده گرفتن آن بر تمام روندهای پیش رو تاثیر می‏گذارد.
- دشمنان، همگی منتظر لحظه‏ای عقب نشینی ایران هستند، که این عمل یا حتی هرگونه انعطاف برابر دشمن، مساوی با عقب نشینی است. پس در این شرایط بهترین راه، استفاده از استراتژی « تهدید در برابر تهدید » است و باید پذیرفت که عقب نشینی باعث گستاخی دشمن می‏شود و همیشه در مقابل تهدید نباید دفاع کرد.


نتیجه گیری
این‏که آینده کشور به طور حتم دارای چالش‏های ‏فراوانی خواهد بود غیر قابل انکار است که البته برای عبور از تمامی این چالش‏ها ‏راه حل‏های ‏مناسبی وجود دارد. یکی از مهم‏ترین دلایلی که مقام معظم رهبری شرایط کنونی کشور را شرایط بدر و خیبر دانسته‏اند، این است که ایشان در مورد شرایط موجود معتقدند که کشور در راه اصلی انقلاب قرار دارد و در مسیر پیشرفت و عدالت با سرعتی مناسب در حال حرکت است. همیشه و در همه‏ی شرایط، خوف و رجا توأم با هم است، به همین دلیل شاهد بر درست بودن مسیر انقلاب، همین شرایط امیدبخش و البته تداوم فشار دشمنان انقلاب است. اگر نظام جمهوری اسلامی، توسط چالش‏های ‏پیشروی خود با هر مشکلی روبرو شود، به هیچ وجه نمی توان دورنمای حرکت را به بن بست کشاند یا حرکت قطار انقلاب را متوقف کرد.
از میان چالش‏های ‏موجود، توجه به چالش‏های ‏فرضی و واقعی از سایرین مهم‏تر است. در مورد چالش‏های ‏فرضی، می‏توان گفت این نوع چالش بیش‏تر ساختگی و تصوری است. درگیری‏های ‏بیهوده و بی دلیل مسئولان کشور در دوره اخیر، که به سرعت در جامعه و رسانه‏ها ‏پخش شد، سوای غیر واقعی بودنشان، به جز این‏که به اتحاد ملی کشور ضربه می‏زند و برای رسانه‏های ‏خارجی و دشمن انقلاب، خوراک فراهم می‏کند، هیچ نفعی برای کشور ندارند. این درگیری‏ها ‏و اختلافات باعث می‏شود تا دیگران وضعیت کشور را آشفته توصیف کرده و به گونه‏ای این مطالب را منعکس کنند که گویا اوضاع داخلی کشور بشدت نا مناسب است. به همین دلایل ، مقام معظم رهبری، در سخنرانی اخیر خود با مسئولان و کارگزاران، که یکی از دلایل برگزاری آن نیز همین موضوع بوده است، بر جلوگیری از این لغزش‏ها ‏و خطاها تاکید کردند.
اما، مسئله مهم و چالش بر انگیز برای نظام، بحث اقتصادی است. « اقتصاد کشور ما برای آن‏ها نقطه مهمی است، هدف دشمن این بود که بر روی اقتصاد متمرکز شود، به رشد ملی لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعاً رفاه ملی دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشکل شوند دلزده بشوند، از نظام اسلامی جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادی دشمن این است.» شعارهایی که برای سال‏های ‏اخیر، از طرف مقام معظم رهبری انتخاب شده‏اند، دلیل بر دغدغه اصلی ایشان است.
با توجه به این‏که مشکلات اصلی کشور مشخص شده و دشمنان نظام سعی دارند با تا غافل‏گیری اقتصادی، ایران را در وضعیتی نا مساعد قرار دهند، رهبر معظم انقلاب با طرح راه حلی با نام « اقتصاد مقاومتی »، سعی دارند تا نگذارند نظام سیاسی با غافل گیری اقتصادی مواجه شود و بتواند با سربلندی از فشارها و تحریم‏ها ‏بیرون بیاید. از دیدگاه ایشان، مهم‏ترین شاخص‏های ‏این نوع اقتصاد: مدیریت مصرف، کاهش وابستگی به نفت، مردمی کردن اقتصاد، استفاده از تولید داخلی، حرکت بر اساس برنامه، استفاده حداکثری از زمان، منابع و امکانات و هدفمند کردن رایانه‏ها ‏می‏باشد.
با توجه به مطالب گفته شده، با نگاهی گذرا متوجه می‏شویم که برای رسیدن به شاخص‏های ‏بیان شده از دیدگاه مقام معظم رهبری، که همگی به نوعی در چارچوب سال عدالت و پیشرفت قرار دارند، نیازمند برنامه‏هایی میان مدت و بلند مدت چند دهه‏ای هستیم که با این تعاریف، رسیدن به اقتصاد مقاومتی نوعی آرمان محسوب می‏شود که می‏تواند در آینده نظام را در مقابل تهدیدات واکسینه کند؛ بنابراین، چون این آرمان بر واقعیات موجود تکیه دارد، برای آن می‏توان آینده‏ای روشن را ترسیم کرد. به این ترتیب، نقطه نفوذ کشور در آینده، می‏تواند به سکوی پرتاب آرمان‏های بلند دیگر انقلاب بدل خواهد شد؛ در واقع این مهم‏ترین وجه راهبردی استراتژی مقاومتی است. در پایان ذکر قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در این مورد ضروری به نظر می‏رسد : « توانایی و ظرفیت ملت ایران در حفظ انقلاب و پاسداری انقلاب عظمت و اهمیتی دارد که شاید بشود گفت از اهمیت خود اصل انقلاب کم‏تر نیست».

منبع:سایت وزارت اطلاعات