نامه‌اي براي تو  اي شهيد

بارها و بارها علت شهادتت را پرسيدم و جوابهاي مختلف شنيدم بارها و بارها از عروج تو پرسيدم ولي بيشتر افراد  چيزي نمي‌دانستند،.... بارها و بارهاست به بهشت زهرايت آمدم ولي متوجه حضور باصفايت نشدم ...بارها از خودم پرسيدم چرا و چگونه است اين رفتن و اين پر کشيدن که چگونه است اين سلوک آسماني که در زمين کمتر  کسي از آن خبر دارد...

 که چرا بهشت‌زهرا ومزار شهیدان والامقام اينقدر بار سنگيني است... ولي در نهايت انسان در آن سبکبار است...

دوست دارم  با اعماق وجودم بگویم....

السلام عليک يا ابا عبدالله .... و جواب سلامم را بشنوم....
دوست دارم دنيا را آنچنان ببينم که در نظر يک مورچه است،...

 و حوادث دنيا برايم آنچنان کوچک باشد...
دوست دارم عهد ديرينه‌اي با آقايم و مولايم ببندم و آن را در سراسر زندگيم جاري کنم، و آن عهد و امانت را نشکنم...
دوست دارم توجهم به خدا بي‌ريا باشد، و فقط براي او.....  او را دوست داشته باشم و اين مهمترين چيزي است که مي‌خواهم، زيرا اگر رابطه‌ام با خدا درست شود و باشد ساير مسائلم نيز به رأي او حل خواهد شد و بزرگترين آرزويم اين است:

(اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا)...
اي شهيد، نجوايي بود با تو و با روح پاک تو، من برايت قبلاً هم نامه‌اي نوشتم و آن را به نشاني زهرا (س) در اروند فرستادم، اي شهيدان براي ما دعا کنيد که زمینه سازی و آماده‌سازي زمينه ظهور مولا یمان مهدی (عج)را عملي سازيم.

برايمان خيلي دعا کنيد، دعا کنيد آنقدر پرورش يابيم که لااقل 313 يار مولا (ع) کامل شوند و دنياي سرا پا مشتاق ظهور منور او شوند... زمين و آسمان و همه و همه منتظر اويند، اما من نيستم دعا کنيد ما از منتظران واقعي مولا یمان باشيم همين و بس...
سرمايه محبت زهراست دين من
من دين خود را به دو دنيا نمي‌دهم