از جنگ به یاد دارم آژیرش را

از مادر خود اشک سرازیرش را

 

اما عجبا ، شهید در ذهنم نیست !

این حافظه با این همه تغییرش را

 


از قافله های شهدا جاماندیم

رفتند رفیقان و چه تنها ماندیم

 

افسوس که در زمانه دلتنگی

مجروح شدیم اسیر دنیا ماندیم

 


 چه زيبا ملائك شدند زيستند

همان ها كه هستند ولي نيستند !

 

کسانی كه در جمع ما بوده اند

ولي حيف نفهميده ايم كيستند