مرهمی برای زخم های جانبازان نیست؟
مرهمی برای زخم های جانبازان نیست؟
پیشکسوت:
زمانی که جنگ ایران و عراق به پایان رسید، تازه نوبت به خودنمایی زخم ها رسید؛
زخم هایی که به پیکرهای رزمندگان دوران دفاع مقدس وارد آمده بود. یکی از مهمترین و بدخیم ترین این زخم ها، «شیمیایی» بود. دردی که واقعا «درد» است و حالا که رزمندگان با تنی خسته و دل دردمند، لباس رزم از تن می کندند، نشانه های شیمیایی آشکار می شد.
باید فکری می شد؛ مرهمی لازم بود تا بر زخم بزرگ مردان تاریخ این مملکت بنشیند و برای لختی هم که شده آسایشی برایشان فراهم آورد.
اما چاره درد آنها در کشور نبود و داروها می بایست از آلمان و انگلیس وارد می شدند.
طنز ماجرا هم همینجاست که داروها را باید از کشوری وارد کرد که خودش سلاح های شیمیایی را در اختیار رژیم صدام گذاشته بود.
هرچند در ایران مرکز تحقیقات جانبازان شیمیایی هم ایجاد شده است و به نوبه خود اقدام مهم و گامی به جلوست اما با همه این احوال، هنوز داروی خارجی اثر دیگری دارد و و توصیه پزشکان هم این است که داروهای خارجی بهتر از نمونه های مشابه داخلی است.
حالا چین هم وارد این میدان شده است و همان طور که در سایر بازارها هم می توان به وفور رد اجناس چینی را دید، در بازار داروهای جانبازان شیمیایی هم نمونه های چینی به مقدار زیادی یافت می شوند و بازار را اشباع کرده اند. مساله ای که صدای جانبازان عزیز را هم در آورده است و موجبات ناراحتی آنها را فراهم کرده است.
طبیعاتا داروهای چینی ها هم مثل سایر اجناسشان بی کیفیت است و تبعات زیادی برای مصرف کنند گان بر جای می گذارد.
در گوشه و کنار می توان به راحتی صدای شکوه جانبازان را از بی کیفیت بودن این داروها شنید اما بنیاد شهید و وزارت بهداشت با قاطعیت وجود این داروهای چینی را رد می کنندو...!
این داروها آنقدر زیادند که هفته نامه سلامت که یکی از پرتیراژترین نشریات کشور در زمینه بهداشت و سلامتی است در گزارشی به این موضوع پرداخت و به داروهای چینی اشاره کرد. این نشریه از قول یکی از جانبازان نوشته است:
از سال 90 به بعد اوضاع دارو و درمان جانبازان بسیار وخیم شده است.
داروهای وارداتی از کشور آلمان وانگلیس بسیار خوب بودند اما یک سالی است که داروهای چینی بازار را تسخیر کرده و علاوه بر افزایش عوارض، تاثیر درمانی هم ندارند.
وی تاکید می کند: بیشترین داروهای چینی متعلق به بیماران اعصاب و روان است. این داروها درصدی ارزانتر از مشابه اصلی آلمانی خود هستند اما اثر درمانی نداشته و در عین حال مشکلات بیشتری برای جانبازان ایجاد می کنند. البته روی بسیاری از این داروها واژه ساخت چین دیده می شود و روی برخی نیز نام کشور تولید کننده درج نشده و بی نام و نشان هستند.
سالامون نام یکی از داروهایی است که برای جانبازان جنبه حیاتی دارد و استفاده آن بسیار زیاد است. نکته جالب این است که نمونه ایرانی آن 1800 تومان قیمت دارد و نمونه خارجی 48000 تومان!
خوب این اختلاف قیمت خودش مهمترین دلیل است برای اسنکه ثابت کند کدام مورد از کیفیت بهتری برخوردار است.
اسپریوا، مشکپسولی است که به صورت استنشاقی مصرف می شود و دستگاهی هم به همراه آن عرضه می شود. این کپسول ها علاوه بر قیمت بالایی که دارند (200 هزار تومان برای بسته سی تایی) مشکلشان این است که به شدت نایاب شده اند. این کپسول ها هم اثر بسیار مثبتی برای تنگی نفس جانبازان دارد و آن را به اندازه محسوسی کاهش می دهد.
همه اینها را گفتیم تا به این نکته برسیم که:
بعد از فاصله گرفتن از جنگ و گذشت 22 سال طبیعی ترین حق جانبازان این است که محلی ویژه و عظیم برای درمان آنها تاسیس شود و به مشکلات آنها رسیدگی شود. اتفاقی که در همه جای دنیا رخ می دهد بی آنکه دفاع مقدس داشته باشند.
اما گویی مسئولین ما صرفا در گزارش های رسانه ای و تلویزیونی خوب بلدند که از کارهای انجام شده برای جانبازان جنگ سخن بگویند. اما آنچه در عمل دیده می شود این است که بدترین درمانگاه ها متعلق به جانبازان است و کمترین رسیدگی هم به آنها می شود؛ به ویژه آن دسته از جانبازانی که میزان جانبازی شان زیر 70 درصد است!
درصدهایی که ظاهرا برای مسئولان تبدیل به حجت شده اند...
واین قصه ها ادامه دارد...