بدهكارترين به امام و رهبري
«قدرت تشخيص را بايد از مردم و نخبگان گرفت». اين گزاره امروز به كليدي ترين هدفگذاري جريان هاي ناهمخوان با جمهوري اسلامي تبديل شده است. جريان معارض، يك شبكه چند ضلعي است كه طيفي از رژيم هاي استكباري، گروه هاي كينه دار ضد انقلاب، و حلقه هاي نفاق جديد را شامل مي شود. ضلع اخير شامل حلقه هاي جداگانه اي است كه در انتخاب ميان «استقامت بر صراط انقلاب» يا «انحراف و فتنه»، به مسير دوم گرويده اند. طيف هايي كه طي 4-3 سال اخير به عنوان جريان فتنه و حلقه انحراف شناخته مي شوند، در حقيقت اصالت ندارند و به عنوان چرخ دنده ماشين عمليات رواني دشمن عمل مي كنند. دشمن به واسطه رفتار آنهاست كه مي تواند فضا را غبارآلود كند و به زعم خود قدرت تشخيص را از مردم بگيرد.
امكان تشخيص و مشاهده دقيق صحنه كي سخت مي شود؟ آن هنگام كه روكش حق بر چهره باطل بكشند يا سيماي پاكيزه حق را به تيرگي باطل بيالايند تا زبان معارضان و معاندان حق دراز شود و زبان اصحاب جبهه حق كوتاه گردد. اكنون شبكه چند ضلعي ناهمخوان- يا معارض- با جمهوري اسلامي، براي سلب قدرت تشخيص از مردم به همين شيوه متوسل شده است. تلقي آنها ولو با اغراض و مطامع متنوع اين است كه اگر مه و غبار فضاي عمومي فرو بنشيند، مردم و نخبگان در خدمت اصل انقلاب و جمهوري اسلامي خواهند ماند بي آن كه به دشمنان و فرصت طلبان و امتيازخواهان و طعمه انگاران قدرت كمترين مجالي بدهند. گرد و خاك فتنه سال 88 با همين تلقي بلند شد و برخي فتنه هاي كوچك تر پس از آن ماجرا در ادامه همين انگاره است كه نبايد به مردم مجال مشاهده شفاف صحنه را داد. با اين ملاحظه، تصوير افق پيش روي سياست ما چگونه خواهد بود؟ آيا مثلا 6-5 ماه آينده، آبستن فتنه جديدي است؟ قطعا اين اراده و تصميم در ميان انواع جريان هاي معارض يا ناهمخوان با نظام امت و امامت قابل رصد است اما ميزان موفقيت يا ناكامي آنها، ارتباط مستقيم با مسئوليت شناسي يا بدعهدي و فتنه زدگي دوستان دارد؛ اين كه نقش آفريني آنها موجب بسط يد جبهه انقلاب و انفعال بدخواهان و يا برعكس باعث مزاحمت براي جبهه خودي و طمع و گستاخي معارضان انقلاب شود.
رويكرد مغشوش و آلوده اي كه به ماجراي روز استيضاح وزير كار انجاميد، مجددا استعداد فتنه پذيري را در ميان برخي سياسيون ما به رخ كشيد. اين ظرفيت قطعا موضوع محاسبات آتي معارضان اصلي انقلاب (جبهه شيطان بزرگ) قرار خواهد گرفت، همچنان كه برخي دست اندركاران فتنه سال 88 در كوره زمان براي فتنه گري ساخته و پخته شدند. در عين حال آنچه در فضاي رسانه اي و سياسي مشاهده مي شود، تمركز دشمن بر محور حيرت افكني و ترديدافزايي است. اين تمركز از آن جهت مهم است كه دشمن در جنگ نرم، اراده و ايمان و اميد ملت و نخبگان ما را هدف قرار داده است. سلاح دشمن در اين جنگ با كج رفتاري و بدعملي سياستمداران درون جبهه انقلاب خشاب گذاري مي شود. تيغ دشمن برش نخواهد داشت اگر تيغه بدعملي سياستمداران و مسئولان در محور قانون شكني و ماجراسازي و دهن كجي به مشكلات روزمره زندگي مردم، به كمك بدخواهان نيايد. هر سياستمدار و صاحب منصبي كه محور فعاليت خود را شكستن يا دور زدن قانون، ايجاد جنجال، قفل كردن و به بن بست رساندن امور، و خراشيدن اعصاب مردم قرار دهد، قطعا بر محوري مشترك با محور دشمنان حركت مي كند. آخرين هشدار و اتمام حجت رهبر معظم انقلاب، معطوف به اين واقعيت است كه حال كه دشمن عداوت و خباثت خود را شدت بخشيده، مسئولان نيز بايد عبور از پيچ مهم تاريخ در مسير پيشرفت و اقتدار كشور را وجهه همت خود قرار دهند.
شبكه سياسي- رسانه اي جبهه معارض كه اكنون به هم پوشاني كامل با جريان فتنه رسيده، ابهامات و سؤالاتي را ترويج مي كند. از جمله اين كه چرا رهبر معظم انقلاب از دولت و رئيس جمهور در طول سال هاي گذشته حمايت كردند؟ يا اين كه چرا رؤساي جمهور در ايران نوعاً مسئله دار شده اند؟ برخي ديگر مي گويند در حق طيفي كه به عنوان فتنه گر شناخته مي شوند، جفا شد وگرنه آنها نيز با رئيس دولت فعلي از قبل مسئله داشتند؟ در اين باره چند نكته مهم قابل تامل است.
1- حمايت از دولت جمهوري اسلامي و رئيس آن، ركن ثابت در سيره مديريت امام و رهبري است. اين حمايت، جانبداري از اشخاص نيست بلكه تلقي عقلاني اين است كه بار سنگين مسئوليت بر دوش «دولت جمهوري اسلامي» و رئيس آن است و بايد آنها را براي خدمتگزاري مردم حمايت كرد همچنان كه دولت، خط مقدم مواجهه با جبهه دشمن است. موضع حضرت امام در قبال ابوالحسن بني صدر- كسي كه بعدها معلوم شد مامور كددار لانه جاسوسي آمريكا بوده- چنان بود كه اشك برخي از نيروهاي انقلاب را درآورد و موجب نامه نگاري توأم با گلايه و اعتراض برخي از آنها شد. حضرت امام موضع صبورانه حمايت توأم با نصيحت را پيش بردند اما بني صدر به جاي جبران، راه رسوا كردن خود و خودكشي را در پيش گرفت. اين حمايت، در دولت بعدي كه مصادف با دوره جنگ بود، به مراتب پررنگ تر ديده شد ضمن اينكه زنهارها و عتاب و مؤاخذه ها نيز وجود داشت.
پس از رحلت حضرت امام(ره) نيز حمايت از نوع دولت ها با وجود فراز و فرود گفتماني هر يك از آنها- در كنار نصيحت و تذكر- سرلوحه منش رهبر معظم انقلاب بوده است. ايشان در دولت سازندگي بيشترين حمايت ها و در عين حال هشدار و نصيحت ها را متوجه دولت كردند. حتي در دولت اصلاحات كه از كليت گفتماني انقلاب و امام بيشترين فاصله را گرفته بود- و بعضا در تعارض و تزاحم گفتماني بود- رهبر انقلاب ضمن تذكر و زنهارها، از دولت كه به هرحال دولت جمهوري اسلامي و نه دولت اشخاص بود حمايت كردند. اين تعبير را «مسعود-ب» روزنامه نگار سلطنت طلبي كه بعدها همكار دايمي نشريات اصلاح طلبان و سپس شبكه بي بي سي شد، سال 83 در مصاحبه با نشريه قاصدك عنوان نمود كه اصلاح طلبان و نشريات آنها تسمه پاره كرده و با تندروي از چراغ قرمزها عبور مي كردند اما با اين حال «از حق نگذريم آقاي خامنه اي ايستاده و تا حالا نگذاشته خاتمي را بخورند(!) وگرنه مي خورندش اگر آقاي خامنه اي نباشد... آقاي خاتمي يكي از وفادارترين ها به دموكراسي است اما در دنيا به هيچ كس به اندازه آقاي خامنه اي بدهي ندارد. يعني او هر 5 روز يك بار، نجاتش داد». هاشمي و احمدي نژاد كه خوب است، آن هنگام كه خاتمي اعلام كرد جامعه مدني يعني مدينه النبي، رهبر معظم انقلاب از همين رويكرد گفتماني مثبت استقبال كرده و فرمودند اگر منظور از جامعه مدني همين است كه آقاي رئيس جمهور مي گويد كه جامعه مدني يعني مدينه النبي، ما حاضريم جانمان را براي اين شعار فدا كنيم.
انتخابات رياست جمهوري سال 48 در فضايي برگزار شد كه طيف سياسي حاكم بر دولت- و قبل از آن مجلس ششم- از يك سو در برابر دشمن خارجي دچار انفعال و تسليم طلبي بود و از سوي ديگر حاضر نبود شعارهاي راهبردي انقلاب را با افتخار سر دست بگيرد؛ از آن بدتر مطبوعات تابع جريان سياسي مذكور علنا از ختم انقلاب، رفتن امام به موزه تاريخ، تخطئه دفاع مقدس و تخريب مباني اسلامي انقلاب سخن مي گفتند. اگر احمدي نژاد در آن فضا مورد اقبال مردم قرار گرفت و پس از انتخاب، مورد حمايت رهبري واقع شد، به اعتبار رويكرد به ارزش هاي محبوب مردم و انقلاب بود.
همين جا بايد به حقيقت ديگري پرداخت كه ادعاي ترديدافكنان درباره مسئله داري نوع روساي جمهور را نقض مي كند. حضرت آيت الله خامنه اي، در 8 سال تصدي مسئوليت رياست جمهوري- به اعتبار نقص آن روز قانون اساسي- از كمترين اختيارات در مقايسه با روساي جمهور بعدي و حتي بني صدر برخوردار بودند اما با اين حال در تبعيت از حضرت امام(ره) ذره اي كم نگذاشتند و كوچكترين حاشيه و چالش را براي كشور و نظام ايجاد نكردند تا معلوم شود مي توان رئيس جمهور منتخب مردم بود و روزگار مسئوليت را با پاكيزگي و خدمتگزاري محض- بدون كمترين اعوجاج گفتماني- سر كرد.
2- موضوع ديگر زبان درازي فتنه گراني است كه به اعتبار برخي عمكردهاي رئيس جمهور، طلبكار شده و قيافه حق به جانب گرفته اند و بدين ترتيب مي خواهند خيانت هاي خود را بپوشانند. آنها در سال 48، از مردمي شكست خوردند كه به مدت 12-01 سال در حقشان جفا و خيانت كرده بودند. و در سال 88 مجددا تودهني اصلي را از مردم وفادار به امام و رهبري خوردند كه عاشق اسلام و انقلاب و امام حسين(ع) بودند. عملكرد 4 ساله دولت در آن مقطع هرچه كه بود- كه پر از خدمات كم سابقه و البته برخي نواقص بود- كجا مي توانست بهانه آشوبگري، شعار به نفع رژيم صهيونيستي در روز قدس (ميراث كم نظير حضرت امام)، هتاكي به تصوير حضرت امام و عصاره مبارزه ايشان (ولايت فقيه)، معارضه با اصل جمهوري اسلامي و سرانجام شكستن حرمت عاشوراي حسيني باشد؟ با اين وصف اگر خداي نكرده فرد جديدي دچار روند انحراف و ارتجاع گفتماني شود، نهايت سقوط او همين جايي خواهد بود كه فتنه گران به آنجا سقوط كردند و آن وقت مردم نيز همان معامله را مي كنند كه با فتنه گران كردند. در واقع روسياهان فتنه هرگز به خاطر كم گذاري ديگران روسفيد نخواهند شد.
درباره افق فضاي سياسي و ترسيم آينده پيش رو بايد در مجال ديگري نوشت. اما آنچه از بيانات اخير رهبر معظم انقلاب مستفاد مي شود دشمنان در مقابل موقعيت شناسي ملت ايران كه اين بار در راهپيمايي پرشكوه 22 بهمن جلوه كرد، دچار انفعالند و اين بصيرت ملت كه مانند بهمن بر سر دشمن فرود آمدند، شايسته تعظيم و شكرگزاري است. درباره سياسيون خاطي نيز اين عبارت كوتاه و گوياست؛ «بنده فعلا نصيحت مي كنم». اين تعبير با وجود عمق خيرخواهانه، بازدارنده و آميخته با هشدار درباره آينده است، از آن جنس كه شبيه آن درباره فتنه گران گفته شد. البته مي توان اميدوار بود كه نصيحت ولي امر مسلمين در دل مخاطبان اصلي آن اثر كند.
محمد ايماني