مرا یادت هست ؟
همه جا باهم بودیم اما در مقابل هم ، یادت هست

 در خندق ؟من کسی که سنگ بر شکمش بسته

 بود و تیشه بر خاک میزد تا از یورش تو در امان

 بماند و در بدر با پای برهنه اش تو را تعقیب 

می کرد ، تو فرار می کردی و زیور آلاتت و

 جواهراتت راه را بر تو بسته بود که آنها حق من بود ، حق ما بر گردنت . 

آری این منم همان که شمشیر زهر آگین بر فرق حکومتش فرود آوردی و

 غسل فریاد عدالت خواهیش را در با خون به نظارهنشستی ، در عاشورا  ،

 در کاظمین ، الموت ، نهضت جنگل ، قیام تبریز ، پانزده خرداد و

 هشتم دی ماه سال هشتاد و هشت که باز عاشورا بود و من و تو در مقابل

 هم و هنوز هیچ چیز عوض نشده است جنگ همان جنگ است . این منم ،

 ما ، تکفیر شدگان ابولهب و ابو سفیان و معاویه ، این منم ، ما ، 

تازیانه خوردگان فرعون و نمرود و پادشاهان و آقایان و آقازادگان ، این من ،

 ما ، فرزندان پابرهنه ی خمینی کبیر و وارثان حقیقی زمین که نامشان هم

 لرزه بر اندامتان می اندازد ، مستضعفین . مگر نه آنکه چندی پیش حتی

 عنوانش را بر یک نشریه دانشجویی نتوانستی تحمل کنی و توقیفش کردی

 !! آری میبینی که چگونه فرزندان علی (ع) خروشیده اند تا قرنها خفقان و

 سانسور تو را بشکنند هر چند هنوز هم نامهایشان را در لیست سیاه

 مدعوین صدا وسیما قرار می دهی ؟ باز هم می خواهی با پیغام ها و

 پسغام های دلسوزانه ات فریادمان را در گلو خفه کنی ؟ می توانی ؟

 هاشا و کلا و هرگز و هرگز  شیر غل و زنجیر شکسته را بتوان دوباره به بند

 کشید و امت بیدار شده را به خواب کشاند و فریاد عدالت خواهان را به

 مسلخ محافظه کاری و سکوت فرا خواند . هیچ چیز فرق نکرده است ، باز

 هم شاعرمان بخوان ، دیوانه و غیر عقلانیمان بنام و منحرفمان بگو که ما از

 خط اسلام ناب آمریکایی تو قرنهاست که منحرف شده ایم و در مقابل زر و

 زور و تزویرت به حماسه قیام کرده ایم و بشنو این فریادیست که آن را با

 خون به ضمانتش ایستاده ایم 

(( این بار دیگر حکومت علی سقوط نخواهد کرد .)) 

 و این ، عدالت ، خون دل پابرهنگان تاریخ است که از حنجره ی

 مقتدایمان بیرون می آید : 

ما اگر دنبال عدالت اجتماعي نباشيم، وجود ما پوچ و بيهوده است

 و جمهوري اسلامي معني ندارد .