اروندوسیع است سرعت آب وخروش هولناکش زهره هرانسانی راآب میکند.اروندمغرور باهمه ابهتش دربرابربزرگ مردان ایران زمین سرتعظیم فرودآورد ...
 

هویزه فریادمظلومیت چندهزارساله ملت ایران است آوایی که تا ابد.دربیابانهای رنگین ازخون شهدای هویزه طنین اندازاست

خرمشهرنوک پیکان تیزوبرنده دفاع مقدس است

خرمشهرمظلوم که هنوز سکوت کرده.

ودراوج محرومیت به سرمی برد.

زخم گلوله هابرتنش است وترمیم نشده است.

خرمشهر.شهرخون وقیام.چه سرفرازوباشکوهی.

چقدرمظلومانه سکوت کرده ای واعتراضی نکرده ای ...

به این همه محرومیت و آسیبی که تحمل می کنی.

بایدبرای خرمشهربرای رفع محرومیتش.کاری کرد....

فکری کرد...

مردم خون گرمش.که شرم دارندلب به اعتراض بگشایند.

آری من دیدم ازنزدیک بدن زخم خورده ات را

دیدم

چشمان اندوهگینت را.

که غمت راپنهان می کرد

تابه خوبی مهمان نوازی کنیدتاشایدمیهما نانت.متوجه.غمی که بر چهرات است باشند.

بایدغم راپاک کرد.بایدساخت وآبادکرد...

خرمشهرمن بجای تو سکوت را می شکنم.

من صدای سکوتت رابه گوش همه می رسانم....

چراکه قلب تپنده ماهستی.

یادگاری ارزشمندوپرافتخار از دفاع مقدس هستی.

هرکس دلش برای عدالت می تپد به داد محرویت خرمشهر پر زخم برسد....

بادیده بصیرت بایدوارداین شهرشدتاجای پای شهداءومدافعانش

 رادید . بایدجای جای خرمشهر.راگلبارن کرد.

جای پای شهداءرابایدعطرافشانی کرد.

بایدرفع محرویت کردازاین شهرچراکه تمام ایران سرای من

است.چون ایران نباد تن من هم مباد.