قل کفی با الله شهیدا
من غبار لباس خاکی این مرد را به چشم می کشم که ناسزا شنید برای انقلاب.ناسزا شنید برای اسلام عزیز.ناسزا شنید از نامردان مردانه پوش که ارزش ها را زیر پوتین هایی که از بیت المال به امانت گرفته بودند تا بپوشند و با ضدارزش ها بجنگند،گذاشتند.
من درود می فرستم بر روان ملتی که فرزند از صراط حق برگشته شان را به کمیته انقلاب اسلامی معرفی کردند تا تادیب شود به دست حق مداران انقلابی.
مجاهدت یعنی حکم اعدام جگر گوشه ات را که عمری مراقبه کردی تا جوانمرد و حق طلب بار بیاید،امضا کنی و یک آخ نگویی مبادا که امتحان الهی را با بهترین نمره ممکن قبول نشوی.
جنگیدن با کفار بی شک هنر است اما نبرد با شیطان درون راهگشای امتحان الهی است....
سلام خدا بر خمینی کبیر که حاضر نشد بر سر مصالح انقلاب اسلامی ملت ایران،به اندازه یک ارزن با فرزند پسری چون شهید مصطفی خمینی مسامحه کند.
رحمت خدا نثار دکتر روح الامینی که مجلس ختم فرزند به ناحق از دست رفته اش را برای همیشه تعطیل اعلام کرد تا دستاویز ضدانقلاب را برای همیشه از ریشه قطع کند.
درود و سلام خدا بر ملتی که عقب گرد پیروان قدیمی حق از حقیقت را به تماشا نشستند اما یک لحظه در ادامه صراط مستقیم،شک نکردند.
رحمت واسعه الهی نثار آنها که جان شان را با ذات اقدس اش معامله کردند تا کم فروشی نکرده باشند برای اسلام...،دینی که ارزش هر فداکاری را دارد.
بگذار بعضی تصور کنند شهادت هم متاع دنیوی است و حتما قیمتی دارد!
بگذار خرج کنند آن چه از حرام انباشته اند تا یک کلمه اضافه شود به دنباله نام کوچک آقازاده شان!
چه اهمیتی دارد وقتی خدا برای شهید کفایت می کند؟
"شهادت"
واژه بی صاحبی نبوده و نخواهد بود.
