دردهای خانواده بزرگ ایثارگران به بهانه یوم الشهید
دردهای خانواده بزرگ ایثارگران به بهانه یوم الشهید
امروز در لبنان به مناسبت سالگرد شهات احمد قصیر نوجوان فلسطینی اهل روستای دیر قانون النهر،همه مسئولین و بزرگان لبنانی در حسینیه امام خمینی جنوب لبنان گرد هم آمدند.
مراسم با تلاوت قرآن،ادای احترام و حمل پرچم آغاز شد.کاملا منظم و برنامه ریزی شده همه ایستادند و به پرچم لبنان و مقاومت سلام نظامی دادند.سپس کلیپی پخش شد که از کلاس یک مهدکودک آغاز می شد،معلم روی تخته نوشت"فلاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا،بل احیاء عند ربهم یرزقون"...بچه ها به مدرسه رفتند و دانشگاه و در آخر خانواده ای نشان داده شد که با رضایت سرپرست شان را راهی جبهه می کنند و برای عزیزشان جشن شهادت می گیرند.
ما هم در ایران برنامه های دولتی، برای بزرگداشت مقام شهید و تقدیر از خانواده های شان داریم.
یک عده از افراد بدون گزینش خاصی دعوت می شوند و بدون هر گونه نظم و برنامه ریزی مدونی به صورت روتین یک دکلمه ای خوانده می شود و ذکر چند خاطره توسط خانواده شهدا و ...یا علی از تو مدد!
در بهترین شرایط از یک یا چند مدیر دولتی دعوت می شود تا با سلام و صلوات از "ایشان" تقدیر شود!
مسئول محترم در نهایت خضوع یک چفیه ای می اندازند و بعضا از خاطرات نداشته شان از جبهه و جنگ برای حضار تعریف می کنند!
وقتی من دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران بودم نمایندگان مجلس ششم یک روز در میان به دعوت این و آن قدم رنجه می کردند و از هر اقدامی برای تحریک جامعه علمی کشور بر علیه جهادگران و فرزندان شهدا فروگزار نمی کردند.
این ها برای امثال ما که پدران مان اسطوره شجاعت بودند و در نبودشان قورباغه ابوعطا می خواند مسئله ای نبود کما این که خداوند متعال خیلی زودتر از آن چه فکرش را می کردیم خفت شان را برای عموم به نمایش گذاشت...ناراحتی بعضی از فرزندان شهدا که از نظر فرهنگی چندان قوی نبودند-صحبت از فرزند شهیدی می کنم که از ابرکوه قبول شده بود و متعجب مانده بود که این انتقام گیری از کجا نشات گرفته است- از سایرینی بود که دم از ارزش ها می زدند ....و هرگز حاضر نشدند برای بهبود وضعیت وخیم میان دانشجویان قدمی بردارند.یا حتی مدعی العموم به خاطر توهین به مقام شهید و فرهنگ جهاد اعلام جرم نمی کرد.
به یاد ندارم ریاست بنیاد شهید،یک نماینده مجلس یا حتی یک سردار جنگ به فکرش خطور کرده باشد،دردهای یک فرزند شهید را برای دیگران بازگو کند و یا حداقل حقوقی که خانواده های شهدا بر گردن سایر آحاد جامعه دارند گوشزد کرده باشد.
یک علت هزینه نکردن انقلاب برای حفظ خانواده های ایثارگران این است که از دید هزینه و فایده، این یک سرمایه گذاری بلند مدت محسوب می شود.
سرمایه گذاری که امام خمینی رحمه الله علیه با آگاهی از اهمیت آن برای حفظ و تربیت نیروی آشنا با فرهنگ ایثار،دستور تشکیل بنیاد شهید را صادر کردند.
اصل قضیه تحصیل رایگان و سهمیه ورود به دانشگاه ایثارگران هم بر همین اساس توسط شخص بنیانگذار جمهوری اسلامی مطرح شد،عین دستور ایشان از پیش دبستانی تا دانشگاه را شامل می شد.
ولی انگار بعضی از مسئولین سرمایه گذاران بهتری برای ایران کشف کرده اند...مثلا ایرانیان خارج از کشور بعضا با آن سابقه درخشان میهمن پرستی و ایثارگری!...
اگر هر سال از ۵۰۰ خانواده شهید تقدیر کرده بودیم والله تا به امروز دور دوم سفرهای استانی!ببخشید!قدردانی را آغاز کرده بودیم.
کاری که حزب الله لبنان در یک سال - با در نظر گرفتن ضریب تصحیح تعداد شهدا در برابر زمان-موفق به انجام آن شد!
این که ما برای نهادینه شدن فرهنگ جهاد و شهادت قدمی برنداشته ایم، یک بخش مسئله است که به حمد الله به برکت اسلام عزیز کلا حل شده است شاید بخش مهم تر این باشد که با شوالیه های ناتوی فرهنگی دشمن برخوردی نمی کنیم.
متاسفانه امیدی نیست که دولت در این امر مهم توفیقی به دست آورد و صد البته شاید بهتر این باشد که خود مردم در قالب نهاد های مدنی مسئولیت،این تنبیه و تقدیر را عهده دار شوند.
دوستی در ذیل پست فرزندان قهرمانان کامنت زیر را نوشته بودند:
"اینجا حرمت قهرمانان جنگشان را خیلی خوب نگه می دارند.
شقایق های کاغذی کوچک درست می کنند داوطلبین و مردم یک ماه با افتخار سنجاق می کنند به یقه یا کلاه شان.
اصلاً یک کاری می کنند که اگر کسی چنین نکند انگشت نما بشود ناسپاسی اش.
یک آخر هفته ای هم همه می روند راهپیمایی با همان شقایق های سنجاق شده.
همسایه ما ،هم پسرش، هم یکی از نوه هایش را داده در راه وطنش.
نوه ی کوچکش هنوز عراق است.
آمد یک روبان زرد بست به افرای بزرگ حیاط خانه اش که یعنی من عزیزی دارم که منتظرم بر گردد....
چند روز بعد یکی دیگر از همسایه ها آمد با یک پیچه روبان زرد.
گفت "همسایه ها همه می خواهند با انتظار پیرزن همراهی کنند. این هم دو متر برای شما. "
سمبل ها را باید پخش کرد. فرهنگ سازی باید کرد برای جامعه. خیلی کارها می شود کرد.
همه وبلاگ ها سرخ باشند هفته دفاع مقدس.
همه سربند و بازوبند یا حسین ببندند.ووو
یک کار هماهنگ که تاثیرگذارتر باشد. خودجوش و مردمی بودن این حرکات تاثیرش از پوسترهای بزرگ دولتی به مراتب بیشتر است."
نسل ما برای امکانات برآورده نشده دولتی،تقدیر انجام نگرفته و بعضا اقدامات غلط و بدون توجیه دولت در برخورد با خانواده های شهدا تحقیر شد.
مادران و همسران شهدا با خدا معامله کردند و به دل نخواهند گرفت ان شاء الله ولی بعضی ها مسیر زندگی شان به خاطر این بی عدالتی ها،بی توجهی ها و توجیهات مسخره حمقاء یا دشمنان جامعه،عوض شد.
می دانید یکی از معضلات روانی که در خانواده های کشته شدگان ۱۱ سپتامبر گزارش شده چیست؟...
بیماری مصرف زدگی مزمن!
به یک خانواده برای تقدیر از جان فشانی در راه وطن! غرامت سنگینی هدیه می شود.
بر اثر اختلالات روحی ناشی از مرگ سرپرست خانواده این ها به خریدهای اینترنتی و ... روی آوردند و بعضا بخش اعظمی از غرامت شان را به باد دادند.
تیم های روانشناسی متعدد رفتارهای خانواده های آسیب دیده را تحت نظر دارند تا از شدت اختلالات بکاهند.
خانواده های شهدای ایران نه تنها درخواست غرامت نکردند بلکه نجیبانه با برخوردهای زشت و زننده کارمندان بنیاد شهید ساختند و بر ضد نظام قدمی برنداشتند اما انگار پایانی بر نادانی بعضی ها نیست!
جریانات بانک دی،بانکی که سهامدار آن به صورت طنز خانواده های شهدا معرفی می شوند را کنار می گذاریم.
با بی احترامی های متعددی که به جانبازان و خانواده های شان می شود چه کنیم؟
چرا هنوز فرزندان جانبازان در دانشگاه های این مملکت تحقیر می شوند برای حقی که در کشورهای اروپایی به نوه های سربازان جنگ جهانی با احترام تمام اعطاء می شود؟
چرا هنوز شاهد این هستیم که خانواده یک جانباز شیمیایی بعد از شهادت عزیزشان درگیری دارند که جسد مطهر جانباز را در قبرستان معمولی دفن نکنندو...؟
باعث خجالت است که مادر شهیدی که در قم حضرت آقا به دیدارشان رفته بودند گله مند بودند که حق جانبازی شان در بنیاد ثبت نشده است.
وقتی حضرت آقا علت را جویا شدند شیر زنی که پشت غم را خم کرده بود گریست.
به ایشان گفته بودند:این طور بنویسیم پول بیشتر می دهند؟
چند ماه پیش بر اثر عود ضایعه شیمیایی شان به رحمت خدا رفتند،یعنی وقت برای جبران گذشت!
کفار به احترام خانواده های کشته شدگان در جنگ های میهنی شان،کلاه از سر بر می دارند.مبادا که الگوی مسلمین بیگانه باشد و ....
اگر این دردها تمام شدنی بود نمی نوشتم ولی شرمنده می شوم وقتی می بینم بیست سال بعد از پایان جنگ هنوز عده ای تحقیر می شوند برای آن چه که در دنیا و آخرت موجب سرافرازی است.
طرحی نو دراندازیم.
لبیک یا خامنه ای! لبیک یا خامنه ای!
ای سردار تنها!
ما می نویسیم تا تو در راه حق، درد بی سربازی را نچشی!
برای اشک هایت در منزل مادر شهید علم الهدی.یا علی مددی
دلجویی های فراموش شده،اقدامات انجام نشده...نارضایتی خانواده همت و باکری از نقص ماست....
خدایا کمک مان باش